ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

    وقتی فاصله‌ی کمی بین ما بود، لب‌هایم طوری رفتار می‌کردند که انگار با کلمه نبود که به او سلام می‌دادم یا گفتگو می‌کردم، بلکه با همه‌ی حس وجودم مخاطب او می‌شدم. و صدایش را نه با گوش‌ها و شنوائیم می‌شنیدم که انگار با پوست تنم می‌شنیدم و معنا می‌کردم ابوتراب خسروی |  

امیدوار

همه‌ی بدبختی‌ها را در جعبه‌ای به نام امید پر کرده‌اند. اگر همه چیز سرِ جایش بود، چه نیازی به امید بود. امید اولین داشته‌ی آدم‌ها بود در هجرتشان به زمین. چیزی می‌لنگد وقتی امیدوار زندگی می‌کنیم.