ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

روزی که دفعه اول من رو دیدی که باید تو رختخواب می‌بودم. روزی که بهم پیشنهاد ازدواج دادی دکترها جوابم کرده بودن. این رو می‌دونستی، نمی‌دونستی ؟ شبی که باهام ازدواج کردی آمبولانس برام فرستادن. ساموئل بکت |  همه افتادگان

احساسات

تو می‌گویی که ما آزادی‌خواهان را شکنجه می‌دهیم و کتاب می‌سوزانیم. بهتر است بیدار شوی. آیا جراحی که غده‌ی سرطانی را عمل می‌کند چنین احساسات ابلهانه‌ای از خود نشان می‌دهد؟