ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

ارُهان ولی: سری احساس می‌كنم توی سرم، | معده‌ای توی معده‌ام، | پايی احساس می‌كنم تو پاهام، | نمی‌دونی توی چه ازدحامی‌ام. مهدی فرج پور |  دریای بسته

ابهام

پیش از دیدنش‌ گمان نمی‌کردم از آن تاریکی، از آن همه ابهام و ندانستن من؛ از او و از تنش عطر اقاقیا بیاید. بو کردم تا در خاطرم خوب بماند و خوب به حافظه‌ام بسپارمش. نفس کشیدمش از ابتدای تنش، از انگشت‌های پاهایش تا پیشانی‌اَش و دوباره و چندباره، تا آنجا که به درونش می‌رسید.