ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

کژدم را زخمی نمی‌کنند آدریانا، یا با پاشنه لِه‌اش می‌کنند و یا می‌گذارند راهش را برود، انگار که اصلاً آن را ندیده باشند. امین معلوف |  آدریانا ماتر

مارگریت دوراس

 

مارگریت دوراس

نمایشنامه نویس
نویسنده
متولد: ۱۹۱۴ فرانسه
  • زندگینامه
  • آثار در ناکجا
  • ویدئو
  • جملات منتخب
  • نظرات شما

  • زندگینامه

    مارگریت دوراس (۱۹۹۶-۱۹۱۴)، با نام واقعیِ مارگریت دونادیو، نویسنده، نمایشنامه‌نویس، کارگردان و فیلمسازِ فرانسوی در شهری در شمالِ کشور ویتنام متولد می‌شود. پدر مارگریت، زمانی که او تنها ۵ سال دارد، در فرانسه می‌میرد. دوراس تمام دوران کودکیِ خود را در ویتنام سپری می‌کند و در سال ۱۹۳۲، پس از کسب مدرک دیپلم، به قصد ادامه‌ی تحصیل عازم فرانسه می‌شود. وی در سال ۱۹۴۳، اولین اثر خود را با عنوان «بی‌شَرمان» منتشر می‌کند.

    در سال 1944، روبِر آنتِلم همسرِ مارگریت به دلیل فعالیت‌های سیاسی دستگیر شده و به شهر داخاو در ایالتِ بایرنِ آلمان تبعید می‌شود. در پی این اتفاق، مارگریت دوراس به عضویت حزب کُمونیست فرانسه درمی‌آید. پس از آزادسازیِ پاریس، آنتلم نیز آزاد می‌شود و نزد همسر خود بازمی‌گردد، اما چندان طول نمی‌کشد که رابطه‌ی ایشان به انتهای خود می‌رسد و در سال ۱۹۴۷ از یکدیگر جدا می‌شوند. پس از آن، دوراس مجدداً ازدواج می‌کند و خیلی زود صاحب فرزندی به نام ژان می‌شود. وی در سال ۱۹۵۰ از حزب کمونیست جدا می‌شود و رمان «سدی بر اقیانوس آرام» را منتشر می‌کند؛ اثری که نوشتن آن را از سه سال پیش آغاز کرده بود. سپس دو رُمان دیگر با نام‌های «ملوان جبل‌الطارق» و «میدان مشجر» را به ترتیب در سال‌های ۱۹۵۲ و ۱۹۵۵ منتشر می‌کند.

    او در سال ۱۹۵۷ با ژِرار ژارلو نویسنده‌ی فرانسوی آشنا می‌شود و در اقتباس‌های تئاتری و سینماییِ متعددی با وی همکاری می‌کند. دوراس در این دوران با دو رویدادِ مهم در زندگیِ شخصی‌اش مواجه می‌شود: جدایی از همسر دوم، و مرگِ مادر. او همچنان به فعالیت ادبی خود ادامه می‌دهد و در سال ۱۹۵۸ رُمانِ «مُدِراتو کانتابیله» را منتشر می‌کند. در‌‌ همان سال، نخستین اقتباس سینمایی از آثار او به روی پرده‌ی سینماهای فرانسه می‌رود: «سدی بر اقیانوس آرام» به کارگردانیِ رنه کلِمان. دوراس به رغم جدایی از حزب کمونیست، فعالیت سیاسی خود را به عنوان یک فعال سیاسیِ چپ ادامه می‌دهد و بر ضد جنگ الجزایر مبارزه می‌کند. از مهم‌ترین فعالیت‌های او در این زمینه می‌توان به امضای «مانیفستِ ۱۲۱» اشاره کرد که موضوع آن به رسمیت شناختنِ حقِ سرپیچی از شرکت در جنگ الجزایر بود.

    وی در سال ۱۹۶۴ رمانی جدید با نامِ «شیفتگیِ لول و اشتاین» منتشر می‌کند، و درست یک سال بعد نخستین جلد آثار نمایشیِ او توسط انتشارات گالیمار در پاریس انتشار می‌یابد. دوراس بخشی دیگر از فعالیت سیاسی خود را در جریان رخدادهای ماه مه ۱۹۶۸ رقم می‌زند، و در‌‌ همان سال نمایشنامه‌ی «عاشق انگلیسی» را خلق می‌کند. او در سال ۱۹۶۹ فیلمی را با عنوان «آن زن می‌گوید ویران کن» کارگردانی می‌کند، و در سال ۱۹۷۲ فیلم دیگری با نام «ناتالی گرانژه» می‌سازد. پس از آن به ترتیب دو فیلمنامه با نام‌های «آواز هند» و «زنِ رودِ گَنگ» می‌نویسد و خودش آن‌ها را کارگردانی می‌کند. در سال ۱۹۷۷ فیلمی دیگر با عنوانِ «کامیون» می‌سازد و خودش نیز نقشی کوتاه در آن ایفا می‌کند.

    این دوران درخشانِ فعالیت‌های هنریِ دوراس با ساختن چهار فیلم کوتاه در سال ۱۹۷۹ ادامه می‌یابد، که عبارت‌اند از: «دستانِ منفی»، «قیصریه»، «اورِلیا اشتاینر – ملبورن» و «اورِلیا اشتاینر – ونکوور». وی در سال ۱۹۸۲ فیلمِ «دیالوگِ رُم» را به سفارش رادیو و تلویزیونِ ایتالیا می‌سازد، و دو سال بعد رُمانی با نامِ «عاشق» منتشر می‌کند که در حقیقت شرحِ حالی از دوران کودکیِ خودش است. در سال ۱۹۸۵ نمایشنامه‌ی «لاموزیکا دومین» را به روی صحنه می‌برد، و پس از آن سه اثر با نام‌های «یان آندره‌آ اشتاینر»، «نوشتن» و «همین و تمام» منتشر می‌کند. مارگریت دوراس، در تاریخ سوم مارس ۱۹۹۶ در خانه‌ی خود در شهر پاریس چشم از جهان فرو می‌بندد.

    کتاب‌شناسی:
    رُمان‌ها و داستان‌ها
    • بی‌شرمان (۱۹۴۳)
    • زندگیِ آرام (۱۹۴۴)
    • سدی بر اقیانوسِ آرام (۱۹۵۰)
    • ملوان جبل‌الطارق (۱۹۵۲)
    • اسب‌های کوچکِ تارکوینی (۱۹۵۳)
    • روزهایی سراسر در میان درختان (۱۹۵۴)
    • میدان مشجر (۱۹۵۵)
    • مُدِراتو کانتابیله (۱۹۵۸)
    • ساعت ده و نیمِ شب در تابستان (۱۹۶۰)
    • بعد از ظهرِ آقای آنده‌ما (۱۹۶۲)
    • شیفتگیِ لول و اشتاین (۱۹۶۴)
    • نایب کنسول (۱۹۶۶)
    • عاشق انگلیسی (۱۹۶۷)
    • آن زن می‌گوید ویران کُن (۱۹۶۹)
    • آبان سابانا داوید (۱۹۷۰)
    • آه! ارنستو (۱۹۷۱)
    • عشق (۱۹۷۲)
    • وِرا باکستِر یا سواحل آتلانتیک (۱۹۸۰)
    • مردِ نِشسته در راهرو (۱۹۸۰)
    • مردِ آتلانتیک (۱۹۸۲)
    • بیماریِ مرگ (۱۹۸۲)
    • عاشق (۱۹۸۴) (برنده‌ی جایزه‌ی گُنکور)
    • درد (۱۹۸۵)
    • چشمانِ آبی، گیسوانِ سیاه (۱۹۸۶)
    • روسپیِ ساحلِ نُرماندی (۱۹۸۶)
    • اِمیلی اِل (۱۹۸۷)
    • بارانِ تابستانی (۱۹۹۰)
    • عاشقِ چینِ شمالی (۱۹۹۱)
    • یان آندره‌آ اشتاینر (۱۹۹۲)
    • نوشتن (۱۹۹۳)
    مجموعه‌ها
    • تابستانِ ۸۰ (۱۹۸۰)
    • بیرون (۱۹۸۱)
    • زندگیِ مادی (۱۹۸۷)
    • چشمانِ سبز (۱۹۸۷)
    • جهانِ بیرونی (۱۹۹۳)
    • همین و تمام (۱۹۹۵)
    • دریای مکتوب (۱۹۹۶)
    • آشپزیِ مارگریت (۱۹۹۹)
    • دفترچه‌های جنگ و متون دیگر (۲۰۰۶)
    • زیباییِ شب‌های جهان (۲۰۱۰)
    نمایشنامه‌ها
    • پُل‌های دره گذرِ سِن و اوآز (۱۹۵۰)
    • معجزه‌ی آلاباما (۱۹۶۳) (اقتباسی از اثر ویلیام گیبسون، توسط دوراس و ژِرار ژارلو)
    • مجموعه‌ی آثار نمایشی ۱ («آب‌ها و جنگل‌ها»، «میدان مشجر»، «لاموزیکا») (۱۹۶۵)
    • عاشق انگلیسی (۱۹۶۸)
    • مجموعه‌ی آثار نمایشی ۲ («سوزانا آندلر»، «روزهایی سراسر در میان درختان»، «آری، شاید»، «شاگا»، «مردی به دیدن‌ام آمد») (۱۹۶۸)
    • آواز هند (۱۹۷۳)
    • سینما اِدِن (۱۹۷۷)
    • آگاتا (۱۹۸۱)
    • خلیجِ ساوانا (۱۹۸۳، ۱۹۸۲)
    • مجموعه آثار نمایشی ۳ («جانور در جنگل، اقتباسی از اثر هنری جیمز، توسط دوراس و جیمز لورد»، «اوراقِ آسپرن، اقتباسی از اثر هنری جیمز، توسط دوراس و روبر آنتلم»، «رقصِ مرگ، اقتباسی از اثر گوست استریندبرگ، توسط دوراس) (۱۹۸۴)
    • لاموزیکا دومین (۱۹۸۵)
    • تئاترِ عاشقِ انگلیسی (۱۹۹۱)
    • مجموعه آثار نمایشی ۴ (» وِرا باکس‌تر «،» تئاترِ عاشقِ انگلیسی «،» خانه «،» لاموئِت «) (۱۹۹۹)
    فیلمنامه‌ها
    • هیروشیما عشقِ من (۱۹۶۰)
    • یک غیبتِ طولانی (۱۹۶۱) (در همکاری با ژرار ژارلو)
    • لاموزیکا (۱۹۶۵)
    • آن زن می‌گوید ویران کُن (۱۹۶۹)
    • خورشید زرد (۱۹۷۱)
    • آواز هند (۱۹۷۳)
    • ناتالی گرانژه (۱۹۷۳)
    • زنِ رودِ گَنگ (۱۹۷۴)
    • روزهایی سراسر در میان درختان (۱۹۷۶) (برنده‌ی جایزه‌ی ژان کوکتو)
    • نامِ ونیزیِ او در برهوتِ کلکته (۱۹۷۶)
    • کامیون (۱۹۷۷)
    • باکستِر، وِرا باکستِر (۱۹۷۷)
    • کشتیِ شب (۱۹۷۹)
    • قیصریه (۱۹۷۹)
    • دستانِ منفی (۱۹۷۹)
    • اورِلیا اشتاینر، معروف به اورِلیا وَنکووِر (۱۹۷۹)
    • اورِلیا اشتاینر، معروف به اورِلیا ملبورن (۱۹۷۹)
    • مردِ آتلانتیک (۱۹۸۱)
    • دیالوگِ رُم (۱۹۸۲)
    • کودکان (۱۹۸۵)



    آثار این نویسنده در ناکجا


    ویدئو


    جملات منتخب

    يه بارمن هیچوقت هیچ ماجراى‏ عاشقانه‏‌اى با مشترى‏‌هاش نداره. براى همین پشت بار هستند، براى اينكه بتونيم باهاشون‏ ساعت‏‌ها حرف بزنيم بدون اينكه اتفاقى بيفته.



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر