ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

انگار نه انگار که باید نشست و کمربندها را بست و به چراغ قرمز و علامت خطر توجه کرد. بیشترین‌ها اهل توکل‌اند و به قسمت و سرنوشت اعتقاد دارند. آنچه باید بشود خواهد شد. دستورات ایمنی چیزی را عوض نمی‌کند. گلی ترقی |  جایی دیگر

آداب بی‌قراری

صفحه اصلی / داستان بلـــــــند /

داستان بلـــــــند

آداب بی‌قراری

نویسنده: یعقوب یادعلی
داستان بلـــــــند
ناشر: نیلوفر
تاریخ انتشار: ۱۳۸۷
۱۷۶ صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    11,90€
  • خلاصه کتاب
  • نقد
  • جملات منتخب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    مهندس کامران خسروی در اداره‌ای کشاورزی واحد آب‌خیزداری در شهری نزدیک دنا احتمالا یاسوج به همراه همسرش، فریبا، زندگی می‌کرده است. فریبا بعد از چهار سال زندگی در جایی دورافتاده او را ترک می‌کند و به خانه پدرش در اصفهان می‌رود و از کامران می‌خواهد که انتقالی بگیرد و به اصفهان برود. کامران موفق می‌شود انتقالی بگیرد و خانه‌شان در یاسوج را به قیمت سی‌وپنج میلیون تومان بفروشد و در آغاز داستان با ساکی پر از پول و یک دست لباس و دبه‌ای بنزین و سر راه کارگری افغان، به نام گلشاه، را به منظور انجام کاری اجیر می‌کند و به سمت اصفهان حرکت می‌کند. اما او نقشه‌ شیطانی کشیده است. می‌خواهد در چای گلشاه مواد خواب‌آور بریزد و وقتی خوابش برد لباس‌های خود را تن او کند و ماشین را به آتش بکشد و ته دره بفرستد تا همه گمان کنند او مرده است و بعد زندگی جدیدی را شروع کند. تمام رمان در همین جاده می‌گذرد، با مرور خاطرات وهم‌گونه‌ای از گذشته و آینده کامران در این گذشته صحنه‌های نسبتا اروتیک ارتباط کامران با تاج‌ماه همسر علی‌سینا، یکی از کارگران واحد کامران، مرور می‌شود.



    نقد


    جملات منتخب

    من دوست دارم غروب بیفته وسط سفر اگه اولش باشه دلم می‌گیره، اخرشم که باشه دیگه بد‌تر. از طلوع خورشید حرصم درمیاد. چون مال اونایی که فکر می‌کنند یا دوست دارن یه روز به جایی برسند، یا مال بدبخت‌هایی که مجبورند دنبال یک لقمه نون بخور نمیر صبح زود از خونه بزن بیرون.



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر