ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

طبیــعت مـــردهـا چنــین اســت کــه وقتــی اشــتهایــشان بــرطـرف شـد گـرســــنـگـی را انـــــکـــار کنــــنــــد ! گابریل گارسیا مارکز |  

تنها روی پله‌ی سوم با یک مشت عکس مضحک فوری

صفحه اصلی / داســــــتان کوتاه /

داســــــتان کوتاه

تنها روی پله‌ی سوم با یک مشت عکس مضحک فوری

نویسنده: احسان علیرضایی
داســــــتان کوتاه
ناشر: نشر افکار
تاریخ انتشار: ۱۳۹۱
۱۰۰ صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    8,90€
  • خلاصه کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    ناگهان از روی صندلی بلند شد و رفت کنار پنجره و خیره شد به اغتشاش ماه روی دیوار شیشه‌ای. رفتم نزدیک‌تر، چشم‌هایش را بسته بود. شاید نمی‌خواست لرزش پلک‌هایش را ببینم. محو تماشای او بودم و سال‌هایی که گذشته بود. با احتیاط دستم را دراز کردم و شانه‌اش را لمس کردم. گفتم: من سردم است، تو سردت نیست؟ گفت: نه، داغم هنوز. گفتم: من یه معذرت‌خواهی به تو بدهکارم. گفت: فقط یه دونه؟ گفتم: نمی‌دونم شاید هم بیشتر. گفتم: با من به یک سفر کوتاه می‌آیی؟ گفت: کجا؟ بر می‌گردی ایران؟ گفتم: نه، می‌خواهم بروم پاریس. گفت: چرا پاریس؟ تو که نه پرنده خوبی هستی نه شناگر خوبی؟



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر