ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

هر کسی که ساختن زندان انفرادی به کله‌ش زده، آدم جالبی بوده و خوب می‌دانسته با آدم‌ها چطور بازی کند. یعنی درست‌تر آن است که بگویم می‌دانسته آدم بهترین دشمن خودش است. لازم نیست او را کتک بزنند یا زیر شکنجه لت و پارش کنند. بهترین راه این است که خودش را با خودش تنها بگذارند تا خودش دخل خودش را بیاورد. احمد غلامی |  جیرجیرک

از لج تو

صفحه اصلی / داستان بلـــــــند /

داستان بلـــــــند

از لج تو

نویسنده: نیلوفر لاری
داستان بلـــــــند
ناشر: رخ مهتاب
تاریخ انتشار: ۱۳۹۰
۴۰۰ صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    21,90€
  • خلاصه کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    دندان به هم سایید و با لج گفت: اگه قدرشو می‌دونستی حالا نه فقط پسرعموت، همه کست بود. چی بگم که از بی‌لیاقتیت از دستمون پرید. عصبانی و برافروخته از حرف‌های گزنده مادر، با دلخوری گفتم: همچین آش دهن‌‌سوزی هم نبود. مگه کجا رفته؟ یا رفته شمال یا رفته اروپا. فوق فوقش دو هفته دیگه برمی‌گرده. چقدر بی‌خودی شلوغش می‌کنین مامان. صاف زل زد توی چشمانم و با کلماتی شمرده و مؤکد گفت: علی رفته دبی، منتها نه برای مسافرت، برای همیشه، رفت تا اداره دفتر دبی شرکت پدرشو به عهده بگیره. دستم بی‌اختیار به دسته مبل استیل چسبید و پرده تاری یک آن جلوی چشمانم را پوشاند. علی رفته بود دبی؟ برای همیشه؟ علی رفته بود دبی، برای همیشه، علی رفته بود...



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر