ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

  چشم‌ها صاحب هر چیزی می‌شوند که می‌بینند. مالکیت ابدی از آن رنج‌هاست. رنج‌هاست که تا به گور و داخل آن تعلقشان را حفظ می‌کنند. سعید منافی |  پیر مرگ

خطاب به پروانه‌ها و چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم

صفحه اصلی / شعــــــــــــــــر /

شعــــــــــــــــر

خطاب به پروانه‌ها و چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم

نویسنده: رضا براهنی
شعــــــــــــــــر
ناشر: نشر مرکز
تاریخ انتشار: 1374
۲۰۰ صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    12,90€
  • خلاصه کتاب
  • حکایتی از کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    دف را بزن! بزن! كه دفيدن به زير ماه در اين نيمه شب، شب 

    دفماهها 

    فرياد فاتحانهی ارواحِ هايهای و هلهله در تندریست كه ميآيد 

    آری، بِدف! تلألوِ فرياد در حوادث شيرين، دفيدنیست كه

    میخواهد فرهاد 

    دف را بِدف! كه تندرِ آينده از حقيقت آن دايره، دميده، دمان است

    و نيز دمانتر باد

    دف در دفِ تنيده و، مه در مهِ رميده، خدا را بِدف! به دف روحِ 

    آسمان، به دف روحِ من بِدف

    شب، بعد از اين سكوت نخواهد ديد 

    من، بعد از اين شب توفانی 

    تا صد هزار سال نخواهم خفت 

    شب را بِدف! دفيدنِ صدها هزار دف

    مهتاب را 

    با روح من بِدف! دف خود را رها نكن، تو را به لذت اين لحظه

    میدهم قسم، دفِ خود را رها

    نكن



    حکایت این کتاب


    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر