ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

سر سودایی‌ام بین دو زن سرگردان بود. لمس هر یک همراه بود با دلتنگی برای دیگری. حالا آقای قاضی من در آرامشی هستم که حکم اعدام شما چیزی از آن کم نخواهد کرد. بنفشه حجازی |  شصت ثانیه زندگی

کسی ما را به شام دعوت نمي‌كند

صفحه اصلی / داســــــتان کوتاه /

داســــــتان کوتاه

کسی ما را به شام دعوت نمي‌كند

نویسنده: احمد آرام
داســــــتان کوتاه
ناشر: نشر افق
تاریخ انتشار: 1388
168 صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    10,90€
  • خلاصه کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    داستان تعادل، حکایت مردی است که ناخواسته از جنگ و بمباران تکه فلزی به نام ترکش در بدن خود به خانه می‌آورد. این تکه فلز مانند میهمانی ناخواسته در بدن او جا خوش کرده و با هر حرکت و عصبیتی به سمت نخاع مهرة چهارم حرکت می‌کند. پزشک معالج به او توصیه می‌کند که آرامش خود را حفظ کند. زیرا کوچک‌ترین عدم تعادل و عصبیتی زمینه ساز جنبشی مرگبار می‌شود، با آرامش و صبر هر پنج قدم را در دو دقیقه بردارد و بیش از ده کلمه حرف نزد. پزشک توصیه می‌کند که باید پیوند عاطفی بین خود و تکه فلز برقرار کند و آن را که هدیه ای از دشمن است مانند دوستی خودی بپذیرد. مرد سعی می‌کند که تعادلش به نفع تکه فلز به هم نخورد. او و زنش هرکدام این تکه فلز را مانند موجود زنده‌ای می بیند و هرکدام دنیای متفاوتی را با آن تجربه می‌کنند که در این داستان به تصویر کشیده شده است. این مجموعه مشتمل بر داستان‌هایی در قالب طنزی گزنده با عناوین زیر است: از شما چه پنهان، احساس خوشی داشتم، چقدر به هم شبیه بودیم، کنتراست، کافه الکترا و کسی ما را به شام دعوت نمی‌کند.



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر