ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

حتما رفته بودم بنارس | حتما آنجا به دست یکی از معشوقه‌های تو کشته شده بودم | حتما آخرین صحنه عوعوی سگی و چند درخت و اناری که می‌افتاد. شیدا محمدی |  یواش های قرمز

شیدایی لل. و. اشتاین

صفحه اصلی / داستان بلـــــــند /

داستان بلـــــــند

شیدایی لل. و. اشتاین

نویسنده: مارگریت دوراس
مترجم: قاسم روبین
داستان بلـــــــند
ناشر: نیلوفر
تاریخ انتشار: ۱۳۸۲
۱۷۶ صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    23,90€
  • خلاصه کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    ماجراي لل. و. اشتاين دقيقاً از لحظه‌اي آغاز مي‌شود كه آخرين شركت‌كنندگان در مجلس رقص در كازينوي شهرداري شهر تي.بيچ قدم به سالن مي‌گذارند. اين ماجرا تا سحرگاه كه در آن موقع لل. و. اشتاين عميقاً عوض شده است ادامه مي‌يابد. با پايان يافتن مجلس رقص به ظاهر اين ماجرا هم به دست فراموشي سپرده مي‌شود. لل. و. اشتاين ازدواج مي‌كند. شهر زادگاهش را ترک مي‌كند. بچه‌دار مي‌شود، به ظاهر اعتماد به نفسش را در زندگي به دست مي‌آورد و شاد و خوشبخت به نظر مي‌رسد. پس از سپري شدن ده سالي كه او را از آن شب مجلس رقص جدا مي‌سازد. لل. و. اشتاين به زادگاهش برمي‌گردد و در آن ساكن مي‌شود. در همين شهر است كه يكي از دوستان دوران كودكي، تاتيانا كازل را پيدا مي‌كند، شبي كه در تمام طول آن شب كذايي در كنار او مانده بود و ماجراي لل. و. اشتاين يک بار ديگر آغاز مي‌شود تا پس از چند هفته به همان جايي ختم شود كه شروع شده بود.



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر