ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

نه به دست‌هایت می‌نگرم، نه به شمشیر. فقط نگاه می‌کُنم به چشم‌هایت. نه برای آن‌که چشم‌ها می‌گویند شمشیر به کجا فرود خواهد آمد.(...) به چشم‌هایت نگاه می‌کُنم تا ببینم مهر دارند یا کین... چشم‌ها دروغ نمی‌گویند. محمد چرمشیر |  روایت عاشقانه‌ای از مرگ در ماه اردی‌بهشت

وداع با اسلحه

صفحه اصلی / داستان بلـــــــند /

داستان بلـــــــند

وداع با اسلحه

نویسنده: ارنست همینگوی
مترجم: نجف دریابندری
داستان بلـــــــند
ناشر: نیلوفر
تاریخ انتشار: 1390
424 صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    21,90€
  • خلاصه کتاب
  • نقد
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    ما کارهایی را که می‌خواهیم بکنیم نمی‌کنیم و بعد دیگر هرگز آن کارها را نمی‌کنیم. ما رو می‌گن داوطلب، ما همه‌ش خرحمالی می‌کنیم، هیچکس هم قبولمون نداره. وقتی خبری نیست قبولمون ندارند، وقتی کار هست قبولمون دارند. داوطلب مثل راه میون بره. خواهش می‌کنم بذار وقتی اجباری نداریم دروغ نگیم. اگه ترس از این نبود که این جور به روزگار خونواده‌ی آدم بیارند، هیچکس حمله نمی‌کرد. اگه یک طرف دست از جنگ بکشه که جنگ تموم نمی‌شه. وقتی مردم می‌فهمند جنگ چه قدر بده، دیگه نمی‌تونن جلوش رو بگیرند...



    نقد


    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر