ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

بیم است مرا از آن که در این هستی گذرا، مگسی باشم که به دمی آید و به دمی دیگر برود، بی آن که از خود بر این جهان اثری نهد. رضا قاسمی |  معمای ماهیار معمار

ابشالوم ابشالوم

صفحه اصلی / داستان بلـــــــند /

داستان بلـــــــند

ابشالوم ابشالوم

نویسنده: ویلیام فاکنر
مترجم: صالح حسینی
داستان بلـــــــند
ناشر: نیلوفر
تاریخ انتشار: ۴۱۶
۱۳۹۰ صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    21,90€
  • خلاصه کتاب
  • جملات منتخب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    حالا دیگر روی بازوی شریو برف نبود. حالا دیگر روی بازویش آستین هم نبود، آنچه بود پیش بازو بود و دست لطیف و تپل که در روشنایی لامپ برمی‌گشت و پیپی را از قوطی خالی قهوه از جایی که پیپ و قوطی را نگه می‌داشت برمی‌داشت و پیپ را از توتون پرمی‌کرد و چاقش می‌کرد...



    جملات منتخب


    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر