ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

به نظرم چشم‌هایش سیاه سیاه بودند، نه مثل اغلب چشم‌های سیاه که وقتی خیلی خوب با سیاهی چشم‌ها خو کنی و بشناسی، در عمق سیاهی، ته‌رنگی قهوه‌ای حس می‌شود، که حتی در عمق سیاهی چشم‌های خجسته نجومی باز هم سیاهی بود و سیاهی. ابوتراب خسروی |  

آن گونه که من زیستم

صفحه اصلی / زندگینامه و خاطرات /

زندگینامه و خاطرات

آن گونه که من زیستم

نویسنده: اما گلدمن
مترجم: سهیلا بسکی
زندگینامه و خاطرات
ناشر: نیلوفر
تاریخ انتشار: ۱۳۸۸
۱۱۵۲ صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    22,90€
  • خلاصه کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    زنیکه، اگر دستم به تو می‌رسید قلب کثیفت را از سینه بیرون می‌کشیدم و آن را غذای سگم می‌کردم. این یکی از هزاران پیامی بود که اما گلدمن در زندان دریافت می‌کرد. زنی که تا زنده بود، نیمی از مردم آمریکا به خونش تشنه بودند و نیمی دیگر به او عشق می‌ورزیدند. زنی که همچون سایر رادیکال‌های معاصر با خود، می‌خواست رنج را از جهان براندازد، دلی مهربان داشت، با این حال، می‌توانست برای کشتار و بمب‌گذاری، برنامه‌ریزی کند.



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر