ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

  وقتی می‌بینم دیگر کسی انتظار مرا نمی‌کشد، وقتی نیاز کسی را به خودم، نه به همسر بودنم، نه به مادر بودنم، نمی‌بینم، یکهو انگار در برابر چشم‌های گشاد خودم و دیگران گم می‌شوم. درست مثل روزهای کودکی که هر بعداز ظهر، میان کاه‌های زیرشیروانی انبار گم می‌شدم و هیچ کس، هیچ کس، دنبالم نمی‌گشت. شکوفه آذر |  روز گودال

این مردم نازنین

صفحه اصلی / داســــــتان کوتاه /

داســــــتان کوتاه

این مردم نازنین

نویسنده: رضا کیانیان
داســــــتان کوتاه
ناشر: نشر مشکی
تاریخ انتشار: 1390
168 صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    14,00€
  • خلاصه کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    «این مردم نازنین» شامل حدود صد خاطره از رضا کیانیان است، روایاتی از اتفاقاتی جالب که در مواجهه‌ی مردم با این ستاره‌ی محبوب سینما رخ داده است. با خواندن این روایات می‌توانیم تاحدودی از طعم شهرت باخبر شویم و شیرینی‌ها و تلخی‌های آن را بهتر بشناسیم. کتاب با این خاطره شروع می‌شود:  «به طرف پارک لاله می‌رفتم، سر خیابان توس، سه تا دختر دبیرستانی مرا دیدند و جیغ زدند! بالاخره آن اتفاق جادویی افتاد. دختران با دیدن من جیغ زدند. خوشحال شدم. خیلی. شهرت به سراغ من آمده بود. در پیاده‌رو می‌رفتم. طعم شهرت را مزه مزه می‌کردم. شیرین بود. مثل همیشه خیالم به پرواز درآمد. رفتم به آینده. به شهرتی غلیظ‌تر. بیشتر و بیشتر. تا این که از خودم پرسیدم همین را می‌خواستی؟ کمی در ذهنم مکث کردم. جواب‌ها را سنگین و سبک کردم و...»



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر