ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

تا اون موقع حدوداً صد و هشت بار عاشق شده بودم. این صد و نهمی بود. هنوز هم صد و نهمیه. من مطمئنم که دیگه عاشق نمی‌شم. سبحان گنجی |  فیس‌بوک

گدار - جلد سوم

صفحه اصلی / داستان بلـــــــند /

داستان بلـــــــند

گدار - جلد سوم

نویسنده: حسین دولت‌ آبادی
داستان بلـــــــند
تاریخ انتشار: ۱۳۸۷
۶۱۲ صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    20,00€
  • خلاصه کتاب
  • مصاحبه
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    اگر بخواهم تمام اسم‌هائی را که من و‌ مشکی از اوّل تا آخر یدک می‌کشیدیم، دنبال هم قطار کنم، مثنوی هفتاد من کاغذ می‌شود. نه، منظورم القاب و‌ عناوین ما نبود. گیرم ‌که این‌ اسم و‌ رسم‌ها هرکدام داستان و تاریخچه جداگانه‌ای دارند: گرگوارما سه سال و‌نیم از عمر عزیزش را تلف کرد تا از منصب «مشکی!» به مقام «ملیجکی!» رسید. من توی زندان‌های شاه مثل‌مار پوست انداختم تا از لقب‌ «خَرکُش!» به عنوان «دیو سپید!» ارتقا درجه یافتم. می‌بینی؟ از میان تمام اسم‌هائی که‌ مثل بام روی سرم ‌خراب شده بودند‌، سردارسرخ پوست بیشتر به‌ دلم می‌‌چسبید. شاید ‌به همین ‌دلیل اولین کتابی‌ که‌ در زندان خواندم سرگذشت یک سرخپوست آمریکائی بود. یک داستان مصّور. از آن قبیل داستان‌هائی که بچّه‌ها می‌خوانند. گمانم آشنائی من و کرامت از همین‌جا شروع شد. تفرشیان ‌از‌داستان خوانی سردار سرخ پوست کیف می‌کرد. کرامت‌ خدا انگار هرگز‌ آدمی به ‌آن قد و ‌قواره ندیده‌ بود که ساعت‌‌ها در گوشه‌ای روی دو زانوی مؤدب بنشیند و‌ داستان‌های‌ سرخپوستی بخواند.

    از متن کتاب



    مصاحبه


    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر