ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

زن مثه اسبه. اسبت رو دوست داشته باش، اما نه اون‌قدر که خیال کنه هرجا دلش خواست، می‌تونه تو رو ببره... محمد چرمشیر |  رقص مادیان‌ها

بادها و برگ‌ها

صفحه اصلی / داســــــتان کوتاه / سفر به دیگر سو داستان

داســــــتان کوتاه

بادها و برگ‌ها

نویسنده: سروش مظفر مقدم
داســــــتان کوتاه
ناشر: نشر افراز، ناکجا
سفر به دیگر سو داستان
تاریخ انتشار: ۱۳۹۱
۱۲۸ صفحه
  • خلاصه کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    کتابی را از قفسه‌ی کتاب‌ها برمی‌دارم، خاکش را می‌گیرم و بازش می‌کنم. پارک خلوت بود برگ‌ریزان باشکوهی به‌راه افتاده بود. دست در دست هم قدم می‌زدیم و من می‌گشتم به‌دنبال یکی از آن نیمکت‌های چوبی. جای دنجی یافتیم. زیر بید مجنون کنار دریاچه. سرش را گذاشت روی شانه‌ام و ساکت ماند. کلاغ‌ها غاز کشیدند و چسبیدند به ابرها. دیگر وقتش رسیده بود. دستش را گرفتم و با هم از آن جماعت دور شدیم. لبخند دل‌ربایی زد و دستم را فشار داد. گفتم، حالا دیگه می‌تونیم بریم سروقت اون نیمکت چوبی خالی و با آرامش بشینیم کنار هم، فهمیدی عزیزم؟

    چند برگ از این کتاب را اینجا در گوگل‌بوکز بخوانید.

     



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر