ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

اگه خدا از دنيايى كه ساخته راضيه، خداى‏ مضحكيه، خداى بى‌‏رحم، خداى متقلب، خداى‏ جنايتكار، خالق درد و شر انسان‏‌ها. همون بهتر که وجود نداشته باشه. اریک امانوئل اشمیت |  مهمان ناخوانده

بادها و برگ‌ها

صفحه اصلی / داســــــتان کوتاه / سفر به دیگر سو داستان

داســــــتان کوتاه

بادها و برگ‌ها

نویسنده: سروش مظفر مقدم
داســــــتان کوتاه
ناشر: نشر افراز، ناکجا
سفر به دیگر سو داستان
تاریخ انتشار: ۱۳۹۱
۱۲۸ صفحه
  • خلاصه کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    کتابی را از قفسه‌ی کتاب‌ها برمی‌دارم، خاکش را می‌گیرم و بازش می‌کنم. پارک خلوت بود برگ‌ریزان باشکوهی به‌راه افتاده بود. دست در دست هم قدم می‌زدیم و من می‌گشتم به‌دنبال یکی از آن نیمکت‌های چوبی. جای دنجی یافتیم. زیر بید مجنون کنار دریاچه. سرش را گذاشت روی شانه‌ام و ساکت ماند. کلاغ‌ها غاز کشیدند و چسبیدند به ابرها. دیگر وقتش رسیده بود. دستش را گرفتم و با هم از آن جماعت دور شدیم. لبخند دل‌ربایی زد و دستم را فشار داد. گفتم، حالا دیگه می‌تونیم بریم سروقت اون نیمکت چوبی خالی و با آرامش بشینیم کنار هم، فهمیدی عزیزم؟

    چند برگ از این کتاب را اینجا در گوگل‌بوکز بخوانید.

     



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر