ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

  اصلاً خیلی‌هایی که غرق می‌شن فکر می‌کنم، از عمق زیاد آبه، از اینکه یه فاصله‌ای خیلی زیاد تا زمین، تا کف، زیر آب، تا اون جایی که رو نیست، سطح و ساده نیست، پیدا می‌کنن، از عمق وحشت می‌کنن، وحشت بزرگ، اون‌قدر بزرگ که فرصت نمی‌کنی برسی به جنس تَرسِت. مرجان محمدپور |  سنگ در کف رود و ۵۵۳

میراث

صفحه اصلی / داستان بلـــــــند /

داستان بلـــــــند

میراث

نویسنده: هاینریش بل
مترجم: سیامک گلشیری
داستان بلـــــــند
ناشر: انتشارات مروارید
تاریخ انتشار: 1390
138 صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    9,90€
  • خلاصه کتاب
  • نقد
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    ...خداحافظی سرباز در اصل خداحافظی برای همیشه است. این قطارهایی که سربازها را در سراسر اروپا به مرخصی می‌برند، چه بار عظیم و جنون‌آمیزی از درد را جا به جا می‌کنند. اگر این راهروهای کثیف می‌توانستند زبان باز کنند، اگر این شیشه‌های کثیف می‌توانستند زبان باز کنند، اگر این شیشه‌های دردگرفته می‌توانستند فریاد بکشند و نیز این ایستگاه‌های قطار، این ایستگاه‌های ترسناک، اگر سرانجام همه این‌ها می توانستند از دردها و ناامیدهایی که شاهدش بوده‌اند، فریاد بکشند! آن وقت دیگر جنگی در کار نبود. اما تنها با ده بیست سطل دوغاب، یکی از همان ایستگاه‌های ترسناک تبدیل به محیط آزادی برای احمق‌هایی الکی‌خوش شده. با چند قلم‌موی دو سه نقاش ساختمان که سوت‌زنان روی داربست ایستاده‌اند، زندگی ادامه پیدا می‌کند. آری، زندگی ادامه پیدا می‌کند. مردم زندگی را از سر می‌گیرند، چون حافظه ضعیفی دارند. قدم‌زنان از مانع‌هایی عبور می‌کنند که زمانی با دلهره می‌گذشتند، اما امروز، تنها چند سال بعد، خندان برای یاری در ساختمان پوتمکین دیگر روانند...



    نقد


    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر