ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

روحیه‌ی صوفی‌گرایی توأم با انفعال و ناامیدی، بی‌اعتمادی شدید به یکدیگر و به خصوص به قدرت‌های خارجی، مخفی‌کاری و گرایش به فرصت‌طلبی تا حد زیادی نتیجه‌ی حمله‌ی مغول است که نسل به نسل تا امروز منتقل شده است. سبحان گنجی |  فیس‌بوک

دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد

صفحه اصلی / داستان بلـــــــند / ناکجا داستان

داستان بلـــــــند

دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد

نویسنده: شهرام رحیمیان
داستان بلـــــــند
ناشر: ناکجا
ناکجا داستان
تاریخ انتشار: ۲۰۱۲
۸۲ صفحه
  • خلاصه کتاب
  • نقد
  • مصاحبه
  • جملات منتخب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    دکتر نون فارغ‌التحصیل دانشگاه سوربن فرانسه و مشاور مصدق است. پس از کودتای 1332 دستگیر می‌شود. سه ماه شکنجه و سلول انفرادی را تحمل می‌کند، اما هنگامی‌ که صدای کتک‌خوردن زنش ملکتاج را می‌شنود و قصد تجاوز به او، به مصاحبه‌ی رادیویی تن می‌دهد. داستان در بحبوحه‌ی مرگ ملکتاج حکایت می‌شود.

    دکتر نون در حالیکه نمی‌تواند باور کند زنش مرده، دهه‌ها زندگی زناشویی و سیاسی‌اش را مرور می‌کند. بیست و سه سال است که کودتا شده و سایه‌ی مصدق با اوست و با او حرف می‌زند. از صبح تا شب با کُت و شلوار و کراوات ویسکی می‌نوشد. ژولیده و کثیف است. ایزوله و مطرود؛ نه از خانه بیرون می‌رود و نه حاضر است خانواده‌اش را ببیند. و مردمی که انتظار قهرمانی از او داشتند کتک مفصلی به او می‌زنند و کاسب‌هایی که اجناس را به او هدیه می‌دادند، حال چیزی به او نمی‌فروشند. تمام لذایذ دنیا را بر خود حرام می‌کند تا از خودش انتقام بگیرد و همواره حسرت دکتر فاطمی را می‌خورد که قهرمانانه کشته شد و به چنین زندگی مرگ‌آوری تن نداد.

    چند برگ از این کتاب را اینجا در گوگل بوکز بخوانید.

    با کلیک کردن روی این قسمت، سری هم به صفحه‌ فیس‌بوک این کتاب بزنید.

     



    نقد


    مصاحبه


    جملات منتخب

    پنجره‌ی‌ اتاق‌خواب‌ را بسته‌ بودیم‌ تا‌ صدای‌ نفس‌نفس‌ پیوسته‌ و ناله‌های‌ خوش هماغوشی‌ بیرون نرود. بعد، تا ملكتاج‌ پنجره را بازکرد، اتاق پر شد از بو‌ی محبوبه‌های‌ شب كه‌ بی صبرانه پشت شیشه منتظر بود تا اجازه‌ی ورود پیدا کند.



    نظرات شما

    • دکتر نون

      این کتاب رو خیلی دوست داشتم و واقعا ارزش خوندن داشت...

      ارسال شده توسط ramyad در ش., 2012-06-02 15:01.

    • حرفهای خسته کننده و کلیشه ای.

      حرفهای خسته کننده و کلیشه ای. انگار برای هزار و یکمین بار اینجا می خوندم

      ارسال شده توسط ناشناس (تایید نشده) در چ., 2012-05-16 23:19.

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر