ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

هر چیز با‌ارزش‌شده به دست ما آدم‌ها، روزی ارزش خود را از دست خواهد داد. نه همه‌ی آن‌ها، همه‌ی چیزهایی که پشتشان اشک، چشمه بود. سعید منافی |  پیر مرگ

معمای ماهیار معمار

صفحه اصلی / نمایشـــــــــنامه / ناکجا نمایشنامه

نمایشـــــــــنامه

معمای ماهیار معمار

نویسنده: رضا قاسمی
نمایشـــــــــنامه
ناشر: ناکجا
ناکجا نمایشنامه
تاریخ انتشار: ۲۰۱۲
۹۶ صفحه
  • خلاصه کتاب
  • نقد
  • مصاحبه
  • جملات منتخب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    ماهیار - گفتم تا در این گوشه‌ی گورستان قلم بر سنگ می‌زنم، هر کس که مرا پرسد یا پدرمرده‌ای‌ست یا فرزندمرده. یا شویی‌ست که سنگ برای گورِ زن خواهد یا زنی برای گورِ فرزند. عالمِ خاک عالمِ آمد است و عالمِ شد. گریه از چه کنی؟

    شیرویه - انگار همنشینی با سنگ خوی تو دگر کرده. آخر این گریه در ماتمِ پدر است.
    ماهیار - تو پاسِ خاطرِ خود نگاه می‌داری. او را که رفته است چه سود از زاری؟
    شیرویه - هر چه هست ای شیده قلم بر سنگ نِه تا زمانه اگر از خاطرِ منش ببرد، از خاطرِ سنگ نتواند.

    چند برگ از این کتاب را اینجا در گوگل بوکز بخوانید.

    با کلیک کردن روی این قسمت، سری هم به صفحه‌ فیس‌بوک این نویسنده بزنید.

     

     



    نقد


    مصاحبه


    جملات منتخب


    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر