ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

انگار از شیکمم نیست که این پسر تو پایین می‌آد، ایگناسیو. انگار از توی سرم، از پشت چشم‌هامه که داره آروم آروم پایین می‌آد. محمد چرمشیر |  رقص مادیان‌ها

من او را دوست داشتم

صفحه اصلی / داستان بلـــــــند /

داستان بلـــــــند

من او را دوست داشتم

نویسنده: آنا گاوالدا
مترجم: الهام دارچینیان
داستان بلـــــــند
ناشر: نشر قطره
تاریخ انتشار: 1391
176 صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    13,90€
  • خلاصه کتاب
  • جملات منتخب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    سرمای زمستان، سوناتی در کنج آتش شومینه، قطره اشکی که بر گونه‌ی زنی جوان جاری می‌شود. دو دختر بچه که به خواب رفته‌اند. مردی که در سکوت شبی بی‌ماه خود را فرو می‌ریزد، راز می‌گشاید. و زندگی.



    جملات منتخب

    باید یکبار به خاطر همه چیز گریه کرد. آن قدر که اشک‌ها خشک شوند، باید این تن اندوهگین را چلاند و بعد دفتر زندگی را ورق زد. به چیز دیگری فکر کرد. باید پا‌ها را حرکت داد و همه چیز را از نو شروع کرد!



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر