ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

وقتی در شهر زندگی می‌کنیم، نمی‌توانیم برای این آدم‌ها چیزی برای خواندنشان ننویسیم یا برایشان طرح یک خانه نکشیم. این را همیشه وقتی از دستش پر خشم می‌شدم می‌گفتی تا آرامم کنی. سعید منافی |  پیر مرگ

آب‌های بهاری یک داستان عاشقانه

صفحه اصلی / داستان بلـــــــند /

داستان بلـــــــند

آب‌های بهاری یک داستان عاشقانه

نویسنده: ایوان تورگینیف
مترجم: عبدالحسین نوشین
داستان بلـــــــند
ناشر: بوتیمار
تاریخ انتشار: 1391
168 صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    13,90€
  • خلاصه کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

     

     

    سانین مدتی در اتاق راه رفت، بعد پشت میز نشست، ورق کاغذی برداشت، چند سطری نوشت و فوری روی نوشته خط کشید و آن را سیاه کرد... به یاد قامت زیبای جما در چارچوب پنجره‌ی تاریک افتاد که چگونه در روشنایی ستارگان نمایان و برجسته بود، زلفش که از وزش باد افشان و آشفته بود، دست مرمری‌اش که به دست خدایان المپ شباهت داشت و در آن لحظه، سنگینی گوارای آن را روی شانه‌اش حس می‌کرد...

    بعد گل سرخی را که جما برایش انداخته بود، برداشت و به نظرش رسید که از گلبرگ پژمرده‌ی آن، بوی دیگری جز بوی معمولی‌ گل به مشامش می‌رسید...

    این کتاب‌ها در دهه‌های گذشته نیز چاپ شده‌اند، اما در چاپ تازه، این دو کتاب با تصحیح تایپی و به شکل مدرن‌تر منتشر شده‌اند.

     



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر