ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

زنان را دوست می‌داشت: نیش‌ها و بوسه‌های‌شان را | ظرافتِ پنجه و خنجِ برهنه‌گیِ‌شان را |گمشده در پیدا و نهانِ‌شان را نیز. رضا صالحی مهربان |  باد با لباس آبی

تماشاچی محکوم به اعدام

صفحه اصلی / نمایشـــــــــنامه / دورتادور دنیا نمایشنامه

نمایشـــــــــنامه

تماشاچی محکوم به اعدام

نویسنده: ماتئى ویسنى ‏‌یک
مترجم: تینوش نظم‌جو
نمایشـــــــــنامه
ناشر: ناکجا، نشر نی
دورتادور دنیا نمایشنامه
تاریخ انتشار: 2012
128 صفحه
  • خلاصه کتاب
  • نقد
  • جملات منتخب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    دادستان - من دارم از شما یه حیوون مى‌سازم، دارم بهتون توهین مى‌کنم و شما همینجا مى‌مونین و لبخند مى زنین و فکر مى‌کنین این نقش منه، فکر مى‌کنین من فقط دارم یه نقش بازى مى‌کنم... ولى از کجا مى‌دونین که من دقیقاً به اون چیزهایى که نقشم مىگه باور ندارم... از کجا معلوم که من بداهه نمىگم... از کجا معلوم که خود نقش من بداهه نیست، و من دارم همه کسایى که حرفهاى من رو مى‌شنون با گفتن حقیقت گول نمى‌زنم؟

    چند برگ از این کتاب را اینجا در گوگل بوکز بخوانید.



    نقد


    جملات منتخب

    بهتره همه‏‌مون با هم حافظه‏‌هامون رو پاک كنيم. بهتره همين‏‌جا جلوى تماشاچى‏‌ها اين کار رو بكنيم. خيلى مهمه كه آدم حافظه‏‌ش رو با نظم و بدون امید از دست بده...


    خوب نگاه كردم چه‏‌جورى قهوه‏‌ش رو مى‏‌خوره. جرعه‏‌هاش رو آروم بالا مى‌‏كشيد، با سماجت، مثل يه حيوونى كه طعمه‏‌ش رو با ولع مى‏‌خوره‏ و بعدش خونش رو با وجد مى‏‌نوشه.  


    آقا، واسه يه‏‌بار هم كه شده توى زندگى‏‌تون نشون بدين كه يه مردين... اين تفنگ رو بردارين، برين‏ پشت صحنه و يه گلوله توى مخ‏تون خالى كنين. ‏فقط يه گلوله، درد نمى‏‌گيره، هیچی حس نمى‏‌كنين... همه هم براتون كف مى‏‌زنن.  



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر