ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

آخرین جمله‌ات گرانبهاترین داشته‌ی زندگی‌ام بود. تصورش را بکن در چنین زمانه‌ای که قیمت یک کتاب کمتر از هزینه‌ی تهیه‌ی یک وعده غذاست. تصورش را بکن در این زمانه چند نفر گرانبهاترین داشته‌ی زندگی‌شان یک جمله است؟ سعید منافی |  پیر مرگ

فیس‌بوک

صفحه اصلی / داستان بلـــــــند / سفر به دیگر سو داستان

داستان بلـــــــند

فیس‌بوک

نویسنده: سبحان گنجی
داستان بلـــــــند
ناشر: ناکجا
سفر به دیگر سو داستان
تاریخ انتشار: 2013
158 صفحه
  • خلاصه کتاب
  • حکایتی از کتاب
  • نقد
  • جملات منتخب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    خواندن این داستان برای افراد زیر 16 سال توصیه نمی شود

    معمولاً دخترها دوست دارند چشم‌های مرد هنگام معاشقه باز باشد. که مبادا در ذهن، معاشقه با فرد دیگری را تجسم کند. اما آ عاشق چشم‌های بسته‌ست. ناخودآگاه ترجیح می‌دهد مردِ روی او فکر کند آنجلینا جولی را می‌کند و در اوج است، تا اینکه ببیند آ را می‌کند و آنچنان در اوج نیست.

    چند برگ از این کتاب را اینجا در گوگل بوکز بخوانید.

    با کلیک کردن روی این قسمت، سری هم به صفحه‌ فیس‌بوک این نویسنده بزنید.

     



    حکایت این کتاب


    نقد


    جملات منتخب

    د آدم خوبی‌ست. چون اگر قرار باشد که با کسی دست بدهد، پاشنه‌ی کفشش را با دست چپ ور می‌کشد. او برای انجام این کار نیازی به وجود چشم‌هایی که مواظبش باشند ندارد. او این کار را انجام می‌دهد چون آدم خوبی‌ست. هر چند خودش ربط زیادی بین این دو مقوله نمی‌بیند.


    د آدم خوبی‌ست. چون حتی در خیالش هم دروغ نمی‌گوید، حتی به خودش. وقتی در تاکسی نشسته و به سمت آ می‌رود، روندِ سکس را مرور می‌کند. هیچ لحظه آلتش را از چیزی که هست بزرگ‌تر در نظر نگرفته. و وقتی آ در خیالش به او می‌گوید «کیر گنده‌تُ بکن تو کس کوچولوم»، کیرش می‌خوابد از دروغی که در خاطرش است.


    روحیه‌ی صوفی‌گرایی توأم با انفعال و ناامیدی، بی‌اعتمادی شدید به یکدیگر و به خصوص به قدرت‌های خارجی، مخفی‌کاری و گرایش به فرصت‌طلبی تا حد زیادی نتیجه‌ی حمله‌ی مغول است که نسل به نسل تا امروز منتقل شده است.


    من آن پنج دقیقه‌ام. من آن پنج دقیقه‌ی لعنتی‌ام که قرار است بیشتر بخوابیم اما بیشتر می‌خوابیم و از قطار می‌مانیم. قطار؟ قطار را گفتم تا با قرار قافیه باشد لابد. وگرنه سرکش‌تر از این حرف‌هاست نرفتنم به انتظار آنچه مهم است.


    کلاً دختری‌ست با شرایطی که عرضه‌ی مستقل بودن و به هرزگی نیفتادن را دارد. این طور بار آمده. با همه گرم می‌گیرد و صمیمی برخورد می‌کند اما رو نمی‌دهد به کسی. فیلم بازی نمی‌کند در گرم بودنش یا رو ندادنش. کاری که هم‌مدل‌هایش می‌کنند.


    وقتی خانه شلوغ می‌شد از مهمان، به حیاط می‌آمد و فکر می‌کرد. به خودش. سیگار هم می‌کشید که اگر کسی درِ بسته‌ی اتاق پذیرایی را باز می‌کرد و می‌پرسید چرا اینجا نشسته، بگوید دارم سیگار می‌کشم. نمی‌شود که به کسی گفت دارم فکر می‌کنم. مضحک به نظر می‌رسد.


    معمولاً دخترها دوست دارند چشم‌های مرد هنگام معاشقه باز باشد. که مبادا در ذهن، معاشقه با فرد دیگری را تجسم کند. اما آ عاشق چشم‌های بسته‌ست. ناخودآگاه ترجیح می‌دهد مردِ روی او فکر کند آنجلینا جولی را می‌کند و در اوج است، تا اینکه ببیند آ را می‌کند و آنچنان در اوج نیست.



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر