ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

خودم را گذاشتم جای مادرتان که خیلی سال پیش‌ها روی این صندلی می‌نشسته و به پدرم فکر می‌کرده. به صدایش، به طرز راه رفتنش. به این که عاشق شده و نمی‌داند با خانه زندگیش چه کند. من هم جای مادرتان بودم برمی‌گشتم تهران تا دیگر نبینمش. رامین پروین |  یکی از زیر، دو تا از رو

هــــــا

صفحه اصلی / داستان بلـــــــند / ناکجا داستان

داستان بلـــــــند

هــــــا

نویسنده: رفیع جنید
داستان بلـــــــند
ناشر: ناکجا
ناکجا داستان
تاریخ انتشار: ۲۰۱۳
408 صفحه
  • خلاصه کتاب
  • حکایتی از کتاب
  • جملات منتخب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    ها وصفی است نه از یک یا چند بعد زمان، روایتی است نه در پی اثبات یا نفی این و آن، بلکه تجلی یک آن در خود تپیدن است.

    هر برگش مکاشفه تنهایی وجودی است که سمت و سویی جز مرکز خودش ندارد، از جایی آغاز نمی‌شود و قرار نیست به جایی بیانجامد،

    ها پیاله‌ای است خالی، پر از تهی متعال. 

    چند برگ از این کتاب را اینجا در گوگل بوکز بخوانید.



    حکایت این کتاب


    جملات منتخب


    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر