ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

  نفس راحتی کشیدم و خوابیدم. خواب دیدم مارمولک‌ها به اندازه دایناسور بزرگ شده‌اند و یکی شان که از همه بزرگ‌تر بود گفت:"فارسی شکر است." بقیه هم سرشان را به علامت تائید تکان دادند و بعد شروع کردند به زبان سلیس فارسی، فحش را کشیدن به جد و آباد من. محمد عبدی |  از اپرا لذت ببر

سنگ‌های نُه ماهه

صفحه اصلی / شعــــــــــــــــر / ناکجا شعر

شعــــــــــــــــر

سنگ‌های نُه ماهه

نویسنده: روجا چمنکار
شعــــــــــــــــر
ناشر: ناکجا
ناکجا شعر
تاریخ انتشار: ۲۰۱۲
۶۶ صفحه
  • خلاصه کتاب
  • نقد
  • جملات منتخب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    وجب به وجبِ این دریا را که از بَر بودم | کسی، پدربزرگ را شفا نداد | مادربزرگ را شفا نداد | به خاطر کسی نبود | اشک‌هایی که ریختم | سرم که به سنگ خورده و برنمی‌گشت | ماه | سنگ شده بود

    چند برگ از این کتاب را اینجا در گوگل بوکز بخوانید.

    با کلیک کردن روی این قسمت، سری هم به صفحه‌ فیس‌بوک این نویسنده بزنید.



    نقد


    جملات منتخب

    وحشی گذشته‌ام | با موهایی که زخمی کرده چار نعل جاده را | از کنار دختران هراسیده از خودشان | و از رحمی که درونشان را تهی کرده بود | و حسی سنگین در دستان بزرگ مرد


    خلیج باردار زیر موهای حلقه حلقه‌ی روسپی من | بدون مجوز رسمی به دنیا می‌آیم | بالا می‌آورم بچه‌هایم را | به دندان می‌گیرم | بو می‌کنم | ولگردی‌ام را به حساب دیوانگی نه،| نگذارید این سگ خواب‌هایم را بدزدد 



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر