ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

ج آدم جالبی‌ست. اگر درون‌اش را می‌دیدیم، نه بیرون‌اش را. نه حتی خلوت‌اش را. خلوت‌اش را نه اینکه چون گاهی به جلق می‌آرایدش. خلوت‌اش را چون جالب نیست. سبحان گنجی |  فیس‌بوک

 از همان راهی که آمدی، برگرد

صفحه اصلی / داستان بلـــــــند /

داستان بلـــــــند

از همان راهی که آمدی، برگرد

نویسنده: فرشته نوبخت
داستان بلـــــــند
ناشر: نشر چشمه
تاریخ انتشار: 1393
130 صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    10,90€
  • خلاصه کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    خفه شدم و توی چشم‌های سرخش نگاه کردم. از خدا خواسته بودم که کسی باشد خیالم را راحت کند. اصلا از ترس کارهایی که نمی‌دانستم چسیت، آن‌طور چارچنگولی مانده بودم تو خودم. فرید همین‌طور که راه می‌افتاد پرسید خانه‌مان کجاست. آدرس را دادم و تازه متوجه اتاقک ماشین شدم. صندلی‌های کرم رنگ راحت، بوی خوبی که معلوم بود از کلاغ کاغذی آویزان از آینه است. طوری حرکت می‌کرد که آی توی دلم تکان نمی‌خورد.



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر