ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

  آنها از وطن می‌گویند اما نمی‌گویند کجاست. وطن آنجاست که آزاد باشی، من که هیچ جا نیستم بی‌وطنم!   علی عبدالرضایی |  بدکاری

چیزی در همین حدود

صفحه اصلی / داســــــتان کوتاه /

داســــــتان کوتاه

چیزی در همین حدود

نویسنده: به‌روژ ئاکره‌یی
داســــــتان کوتاه
ناشر: نشر چشمه
تاریخ انتشار: 1385
78 صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    7,90€
  • خلاصه کتاب
  • حکایتی از کتاب
  • جملات منتخب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    «چیزی در همین حدود» نام دومین مجموعه داستان « به روژ ئاکره ای» است که در روزهای پایانی زمستان ۱۳۸۶ توسط نشر چشمه به بازار کتاب ارائه شد. ئاکره ای متولد ۱۹۶۳ میلا دی در کردستان عراق است. در سال ۱۹۷۵ به دنبال شکست جنبش کردها به همراه خانواده به ایران پناهنده شد و پانزده سال در ایران زندگی کرد و هفده سالی می شود که در سوئد اقامت دارد. پنج مجموعه شعر به کردی دارد.نقد می نویسد. ترجمه هم می کند. آثاری از گلشیری، شاملو، فرخزاد، رویایی، صفدری، سردوزامی، ربیحاوی، صالحی و ... را به کردی ترجمه و منتشرکرده است. مصاحبه های او با برخی از نویسندگان و شاعران ایرانی در نشریات کردی و فارسی به چاپ رسیده است. اما «ئاکره ای» فقط به فارسی داستان می نویسد.

     

     

    دستش را گرفتم. خواست بکشد، گفتم: "یک لحظه..." دستش را باز کردم، خودکارم را از جیبم درآوردم. شماره تلفن تازه‌ام را کف دستش نوشتم. وقتی می‌نوشتم دست چپم که زیر دستش بود می‌لرزید و باران انگار روی شماره‌ها می‌دوید. "ننویس... خواهش می‌کنم!" و خندید. گفتم: "چرا؟" دوباره خندید: "آخه اگه بنویسی بهت زنگ می‌زنم." "خب؟" "آخه من نباید بهت زنگ بزنم." گفتم: "نزن!: گفت: "پس اقلا شماره رو اشتباهی بنویس." "خداحافظ" و رفتم. با صدایش برگشتم. ایستاده بود زیر باران: "پاکش می‌کنم. زنگ نمی‌زنم."



    حکایت این کتاب


    جملات منتخب


    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر