ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

هرچی مى‌گفتم، برا خودم مى‌گفتم. سکوت تهمینه زبون منو به كار انداخته بود. حتى فكراى خودم رو به زبون مى‌آوردم. حرف که نمى‌زدم، سكوت تهمینه سنگین‌تر می‌شد. مهری یلفانی |  سکوت تهمینه

ترس و لرز

صفحه اصلی / داســــــتان کوتاه /

داســــــتان کوتاه

ترس و لرز

نویسنده: غلامحسین ساعدی
داســــــتان کوتاه
ناشر: انتشارات نگاه
تاریخ انتشار: 1393
198 صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    12,00€
  • خلاصه کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    آفتاب وسط روز بود که سالم احمد از خواب بیدار شد. هوا دم کرده بود و عوض خنکی اول صبح، گرمای شدیدی از سوراخی سقف بادگیر به داخل اتاق میریخت. سالم احمد بلند شد و لنگوته اش را از کنار دیوار برداشت و دور سر پیچید و رفت توی تن شویر و سطلها را برداشت و آمد روی ایوان...



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر