ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

تراژدی این نیست که تنها باشی، بلکه این است که نتوانی تنها باشی. گاهی آماده‌ام همه چیزم را بدهم تا هیچ پیوندی با جهان انسان‌ها نداشته باشم. آلبر کامو |  یادداشت‌ها (4 جلد)

در هوای آفتاب

صفحه اصلی / داستان بلـــــــند /

داستان بلـــــــند

در هوای آفتاب

نویسنده: برزو نابت
داستان بلـــــــند
تاریخ انتشار: 1394
440 صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    20,00€
  • خلاصه کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    این کتاب داستان خانواده ای را باز می گوید که از شهرستان به تهران آمده است و قرار است در طوفان پنجاه و هفت از جا کنده شود. «در هوای آفتاب» از نسلی می گوید که با آرزوهای بزرگ پا به انقلاب گذاشت و در شب بلند دیو فرود آمد.

    چند خط نخست «در هوای آفتاب» را در این جا می خوانید.

    اولها فکر میکردیم زندان از این بدتر نمیشود. بروی توی جایی و هیچ گونه دخالتی در هیچ انتخابی نداشته باشی. نه تو خوابیدن، نه بیدارشدن، نه اینکه چطور باید بنشینی، کی بلند شوی، کی توالت بروی، کی آب بخوری. همه چیزت را آنها تعیین میکنند. هیچ روزت با روز دیگر فرق ندارد. رفته رفته مجبور میشوی که بپذیری این زندگی، ابدی است؛ همین است که هست؛ این آخر راه است. باید مصاحبۀ زندانیان دیگر را بشنوی - با صدای بلند از بلندگویی در راهرو پخش میشود: آدمهایی که فریاد میزنند و کمک میخواهند؛ میگویند، «به آخر خط رسیدهایم. اگر میتوانید کمکمان کنید. ما نمیخواهیم خیانت کنیم.» یا آدمهایی که مجبور میشدند - حاجی محبورشان میکرد - قبول کنند که به خاطر میل به رابطۀ جنسی با دخترها وارد کار سیاسی شدهاند. باید اینها را میشنیدی. صبحها هم از همان بلندگو صدای آخوندها پخش میشد، صدای آملی، منتظری، موسوی. حرف می زدند و میگفتند و میگفتند و تو باید گوش میدادی. زمان میگذشت و بعد میدیدی که فکرِ توی کلهات مال خودت نیست. دیگر نمیدانستی کدام فکر مال خودت است و کدام فکر از توی بلندگو دارد پخش میشود. تمام حواست را باید جمع میکردی که دیگر صدای بلندگو را نشنوی و به آن فکر نکنی. شیرین سعی میکرد به رمانهایی که خوانده بود فکر کند، به شعرهایی که خوانده بود و به مادرمان. شیرین حتی برای خودش برنامه گذاشته بود: از ساعت فلان به مادر فکر کند و مثلا یک ساعت بعدش به ترانههای قدیمی فکر کند، و بعد - سرساعت - سالهای مدرسهاش را، به ترتیب، به یاد بیاورد.



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر