ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

بچه که بودم، فقط یک داستان بود که هر شب برایم تعریف می‌کرد؛ داستان بچه‌ای که حرف مادرش را گوش نمی‌کرد و خدا مادرش را با خودش می‌برد. ماریا تبریزپور |  اصلا مهم نیست

بوی هیزم، عطر رازقی

صفحه اصلی / داستان بلـــــــند /

داستان بلـــــــند

بوی هیزم، عطر رازقی

نویسنده: م.ر. سیروس
داستان بلـــــــند
ناشر: تنفس
تاریخ انتشار: 2015
100 صفحه
  • خلاصه کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    در حیاط خانه‌ی دکتر اعتضادی شور و هیجان خاصی حاکم بود. درخت‌ها را چراغانی کرده بودند؛ حیاط را آب و جارو و سرتاسر آن را میز و صندلی چیده بودند؛ در مطبخ، خدمتکاران همهمه می‌کردند؛ اجاق‌های هیزم برپا شده بود؛ عطر و بوی گل‌های یاس و رازقی در گوشه و کنار حیاط، مهمانان را مست می‌کرد. عروسیِ گُردآفرید، دختر بزرگ دکتر اعتضادی بود.

     

    چند برگ از این کتاب را اینجا در گوگل‌بوکز بخوانید.



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر