ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

من‏ به سوى شما آمدم، آرام سستىِ ضرب‏آهنگ‏ خونم را در رگ‏‌هايم شمردم، با اين پرسش كه اين‏ سستی آيا تحریک مى‏‌شود يا به كل خشک‏ مى‏‌شود... برنار ماری کلتس |  در خلوت مزارع پنبه

کاباره‌ی عدم

صفحه اصلی / داســــــتان کوتاه / سفر به دیگر سو داستان

داســــــتان کوتاه

کاباره‌ی عدم

نویسنده: سروش مظفر مقدم
داســــــتان کوتاه
ناشر: ناکجا
سفر به دیگر سو داستان
تاریخ انتشار: 2015
211 صفحه
  • خلاصه کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    حال خوشی داشتم. همه را از بالا می‌دیدم. زن دوستم را که غش‌غش می‌خندید و دامنش تا بالای پاهای‌اش پس رفته بود؛ آن پسره‌ی دیگر که کنج اتاق وا رفته بود و دهانش همین‌جور بیخودی می‌جنبید. جسته گریخته شنیدم می‌گفتند: یکی دیگه بار بزنم؟! "من چسبیدم به سقف. به‌خدا. "دهانم را بازکردم لامپ را بخورم که مغزم کار کرد: "بابا خیلی داغه‌ها!" دهنم بسته شد و دندان‌هایم تقّی صدا کرد. مثل سنگ‌های سیمانی لحد که می‌خوابند روی گور. گفتم: "گرمه! می‌خواین بچرخم بادتون بزنم؟" هرهر خندیدند.

    چند برگ از این کتاب را اینجا در گوگل‌بوکز بخوانید.



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر