ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

وقتی خانه شلوغ می‌شد از مهمان، به حیاط می‌آمد و فکر می‌کرد. به خودش. سیگار هم می‌کشید که اگر کسی درِ بسته‌ی اتاق پذیرایی را باز می‌کرد و می‌پرسید چرا اینجا نشسته، بگوید دارم سیگار می‌کشم. نمی‌شود که به کسی گفت دارم فکر می‌کنم. مضحک به نظر می‌رسد. سبحان گنجی |  فیس‌بوک

چاقوی ضامن دار

صفحه اصلی / داستان بلـــــــند / سفر به دیگر سو داستان

داستان بلـــــــند

چاقوی ضامن دار

نویسنده: حسین رضایتمند
داستان بلـــــــند
ناشر: ناکجا
سفر به دیگر سو داستان
تاریخ انتشار: 2015
177 صفحه
  • خلاصه کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    جوان بيست و دو-سه ساله‌ای كه لباس‌كار نيمه‌چرب مكانيك‌ها را به تن و كفش مشکی پاشنه‌خوابانده‌ی چربي به پا دارد، از يك مغازه‌ی يدك‌فروشي اتومبيل در حالي كه جعبه‌اي در دست دارد بيرون مي‌آيد تا به طرف اتومبيل پارك‌شده‌اش برود، كه جعبه‌آيينه‌ی يك فروشنده‌ی لوازم تزیيني كنار پياده‌رو نظرش را به خود جلب مي‌كند، مكثي كرده و به محتويات جعبه نگاهي می‌كند، انواع و اقسام اشياء كوچك مورد نياز، اعم از ناخن‌گير، پيپ، جاسویيچي اتومبيل، فندك و اسباب‌بازي‌هاي كوچك مينياتوري و اقسام چاقوهاي ضامن‌دار در آن ديده می‌شود، به تماشا می‌ايستد كه ناگهان چشمش به يك چاقوي زيباي صدف‌مانند سياه‌رنگ كه در گوشه‌اي جا خوش‌ كرده می‌افتد، با نگاهي به فروشنده كه مرد چاق بي‌تفاوتي است و در حال نگاه به مغازه‌هاي روبه‌رویي و توجهي به او ندارد، می‌پرسد: آقا، اين چاقو را ببينم. و با سبابه‌ی راست گوشه‌ي ويترين را نشان می‌دهد، ولي فروشنده با نگاهي به لباس‌هاي چرب وي، بدون عكس‌العمل می‌گويد: به درد شما نمی‌خورد.

    چند برگ از این کتاب را اینجا در گوگل‌بوکز بخوانید.



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر