ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

حرکاتش را به یاد می‌آری، صدایش را، رقصیدنش را، هر چند پیوسته به خود می‌گویی که او آن جا نبوده. کارلوس فوئنتس |  آئورا

پایان خوش نا تمام

صفحه اصلی / داستان بلـــــــند /

داستان بلـــــــند

پایان خوش نا تمام

نویسنده: کاوه میرعباسی
داستان بلـــــــند
ناشر: نشر ثالث
تاریخ انتشار: 1394
346 صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    19,90€
  • خلاصه کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    طرح اولیه رمان «پایان خوش ناتمام» ­ با الهام از رمان « او میدانست حق با خودش است» نوشته آنتونی ترولوپ نویسنده نامدار انگلیسی شکل گرفته؛ با این فرق که رمان ترولوپ واقعگرایانه است و روایت این کتاب یک جنبه متافیزیک دارد. رمان «پایان خوش ناتمام» در یک فضای رمانتیک و عاشقانه امروزی می‌گذرد. در بخشی از این کتاب می خوانیم: "این خانوم چاقِ همچی بربری ‏ها را بغل کرده انگار به جونش بسته باشن؛ لابد طفلک خیلی توی صف معطل شده تا نوبتش برسه. بامزه می‏شه الان یکی با موتور بیاد هم‏شو قاپ بزنه ببره... از قیافه این پسره معلومه مشق شبش را ننوشته یا شعرش را حفظ نکرده، کم مونده باباجونش خِرکِش‏کنان بِبَردش مدرسه، اگه یک دقیقه هم دیرتر برسه باز واسش غنیمته... این آقاهه عجب تیپی زده! چقدر هم ژل به موهاش مالیده! خدا می‏دونه سر صبح کجا می‌‏خواهد خراب بشه!؟... این ماشینِ خیلی رنگش تک و باکلاسه، اگه آدم یک هفته هم از صبح تا شب بگرده محاله اتومبیل آبی فیروزه‏ ای متالیک پیدا کنه، چقدر هم به روسری اون دختره میاد، اگه من جای صاحب ماشین بودم، می‏ بخشیدمش به «روسری آبی» تا با چارقدش ست بشه... غش غش خندیدم!... اصلاً هم خنده نداره! خیلی جدی گفتم، خب «تا توانی دلی به دست آور» را واضح همین جور موقع‌‏ها ساخته‏ اند دیگه، بَده آدم روزش را با شاد کردن دل یک دختر جوون شروع کنه؟... بفرما این هم دو تا همکار سحرخیزم! باز جای شکرش باقیه که هنوز عمو خسرو مجبورمون نکرده اونیفورم بپوشیم و مثه اینا توی خیابون تابلو بشیم...



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر