ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

همیشه گفته‌ام دو تا چیز توی زندگی هست که می‌شود تجربه‌شان کرد. انگار که داری تلخی زندگی را بازآفرینی می‌کنی؛ یکی سیگار و آن یکی قهوه‌ی تلخ.تلخ تلخ... آن‌قدر که به شوری می‌زند. بازآفرینی زندگی آن‌طور که هست نه آن‌طور که وانمودش می‌کنی یا می‌خواهی‌اش. نسیم خلیلی |  خواب پروانه ای بر لب های تفنگ

سلام بر خورشید

صفحه اصلی / فیلمنامه /

فیلمنامه

سلام بر خورشید

نویسنده: محسن مخملباف
فیلمنامه
ناشر: نشر نی
تاریخ انتشار: 1373
69 صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    6,90€
  • خلاصه کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    سفالگری، روز. 

    اگر دستی ورزیده، گِلی ورزیده را شکل دهد تا بشود: بشقابی، کاسه‌ای، تُنگی کوزه‌ای! و اگر‌‌ همان دست عاشقانه نقش نگار را برکاسه وکوزه قلمی کند و به ناز و نیاز بنماید، نگار به یار چه کرشمه خواهد فروخت؟ 

    نگار ما «خورشید» تنها به لبخندی ملیح و دزدانه قناعت می‌کند، تا صاحب کارگاه که «پدر خورشید» ش می‌نامند، نبیند و نرنجد و حرمتی از دست ندهد. اما آن دست، دست‌های عاشق و بی‌قرار تنها شاگرد کارگاه سفالگری، مگر‌‌ رها می‌کند! با دل خود شرط کرده است تا آنگه که خاک گل کوزه گران شود، کوزه از گل خام دیگران بسازد و نقش خورشیدش را بر آن ترسیم کند. لیک بیهوده نپنداریم پدر خورشید، این پیرمرد تکیده، پیرهن پارگی از نالایقی به صد رسانده است. او روزگاری خود جوان بوده است و دلداة مادر دخترش خورشید، و چه بسا همین نقش‌ها بر کاسه و کوزه می‌زده است که اکنون گریبان شاگرد کارگاه به چنگ خویش نمی‌گیرد و به خشم نمی‌درد و به پس پایی بیرون نمی‌راند. در یک کلام: او هم عشق را می‌شناسد، زیرا که روزی روزگاری عاشق بوده است.



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر