ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

به نظرم چشم‌هایش سیاه سیاه بودند، نه مثل اغلب چشم‌های سیاه که وقتی خیلی خوب با سیاهی چشم‌ها خو کنی و بشناسی، در عمق سیاهی، ته‌رنگی قهوه‌ای حس می‌شود، که حتی در عمق سیاهی چشم‌های خجسته نجومی باز هم سیاهی بود و سیاهی. ابوتراب خسروی |  

باد با لباس آبی

صفحه اصلی / شعــــــــــــــــر / سفر به دیگر سو شعر

شعــــــــــــــــر

باد با لباس آبی

نویسنده: رضا صالحی مهربان
شعــــــــــــــــر
ناشر: ناکجا
سفر به دیگر سو شعر
تاریخ انتشار: 2014
168 صفحه
  • خلاصه کتاب
  • جملات منتخب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    در این جا باید با چشمانی از آهن زیست

    با دستانی از ورقه‌ی فولاد

    در این جا باید اذان را به صدای آهن خواند

    تا مؤذنِ سوره‌ی اقاقی‌ها

                            پرده درِ این پرده باشد.

    چند برگ از این کتاب را اینجا در گوگل‌بوکز بخوانید.

    با کلیک کردن روی این قسمت سری به صفحه فیس‌بوک این کتاب بزنید.



    جملات منتخب

    ما امروزِ خود را به دیروزِ هیچ‌کس نمی‌سنجیم | که در امروزِ ما | مرگ به بهانه، انگشت در هر زخم فرو می‌بَرد | و دشمن به سلام | ناگفته‌های پاسخ را ریشخند می‌کند. ما از این راه نمی‌رویم | راهِ ما آن دور باشد که باد با لباسی آبی می‌رقصد | و عروسِ شابلوط‌ها به شادی‌اش بوسه‌ای می‌دهد.



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر