ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

«مرده بودن» سخت است. هیچ‌وقت نتوانسته‏ام تصور درستی از آن حالت داشته باشم. تمام آن‏هایی که در «مرده نبودن» هستند وضع مرا دارند. رفیع جنید |  هــــــا

اجازه می‌فرمایید گاهی خواب شما را ببینم

صفحه اصلی / داســــــتان کوتاه /

داســــــتان کوتاه

اجازه می‌فرمایید گاهی خواب شما را ببینم

نویسنده: صالح اعلا
داســــــتان کوتاه
ناشر: پوینده
تاریخ انتشار: 1392
80 صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    7,90€
  • خلاصه کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    روزی که من عاشق شدم: 

    بامزه آنکه روزی که من عاشق شدم، موبایل اختراع نشده بود. و تنها وسیله زلف گره بستن با معشوق، کاغذ بود و من‌‌ همان شب را بار‌ها پاکنویس کردم. می‌خواستم برایشان نامه‌ای بنویسم، مقدور نبود. البته در منزل ما همیشه‌ی خدا کاغذ بود، قلم هم بود، ولی من خودم از فرط هیجان دست‌هایم را گم کرده بودم که برای نوشتن غیر از کاغذ و قلم باید دستی هم باشد که بنویسد: بسم الله الرحمن الرحیم، من عاشق شده‌ام. مرا ببخشید، گستاخی کردم و عاشق شما شده‌ام. می‌خواهم به وسیله‌ی این کاغذ از شما اجازه بگیرم. اجازه می‌فرمایید من گاهی خواب شما را ببینم؟ ببخشید دست خودم نیست، آن چشم‌های محترمتان قلب ما را می‌لرزاند.



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر