ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

آخرین جمله‌ات گرانبهاترین داشته‌ی زندگی‌ام بود. تصورش را بکن در چنین زمانه‌ای که قیمت یک کتاب کمتر از هزینه‌ی تهیه‌ی یک وعده غذاست. تصورش را بکن در این زمانه چند نفر گرانبهاترین داشته‌ی زندگی‌شان یک جمله است؟ سعید منافی |  پیر مرگ

اشتیاق

صفحه اصلی / داســــــتان کوتاه /

داســــــتان کوتاه

اشتیاق

نویسنده: گروهی
مترجم: آذر عالی‌ پور
داســــــتان کوتاه
ناشر: انتشارات مروارید
تاریخ انتشار: 1392
280 صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    17,90€
  • خلاصه کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    مجموعه داستان های كتاب «اشتياق» به استثنای یکی از آنها از میان دو مجموعه بهترین داستان های کوتاه آمریکایی سال 2005 و داستان های برنده جایزه اُهنری سال 2006 انتخاب شده اند. داستان «یک بار در زندگی» نیز از مجله نیویورکر (مه 2006) انتخاب شده است. قبل از هر داستان بیوگرافی کوتاهی از نویسنده آورده شده که براي خوانندگان مفید است.

    • داستان «پسران پیر، دختران پیر» اثر ادوارد پی جونز: داستان مردی که به جرم قتل به زندان می رود و ماجراهای زندان و پس از زندان 7 ساله و برخورد با دوست دختر قدیمی... دومین مرد را که کشت دستگیرش کردند. پلیس هیچ وقت قتل اول را به او نسبت نداد. بنابراین مقدر شد که قربانی توی قبرش بخوابد و هیچ کس رسماٌ تاوان آن چه را بر سر او آمده بود ندهد... تا حدی می شد گفت که انگار بر اساس دفاتر پلیس، سیزر یک نفر را آزادانه کشته و قسر در رفته است....

    • داستان «چهار میزان اول» اثر ناتانیل بلوز: والدین یک پسر 14 ساله می خواهند برای یک ماه مسافرت بروند، یک پیرزن را استخدام می کنند تا در غیبت آنها از پسر و خانه مراقبت کند و....

    • داستان «دختر خاله ها» اثر جویس کارول اوتس: یکی از بازماندگان هولوکاست زندگینامه خود را چاپ می کند و با توجه به نظرات جنجالی آن پرفروش می شود و این استاد دانشگاه (فریدا) معروف می شود. ربه کا با خواندن این زندگینامه متوجه می شود که فریدا دختر خاله ایست که در زمان جنگ جهانی دوم قرار بود به نزد آنها بیاید و او فکر می کرد که کشته شده است لذا به فریدا نامه می نویسد... این داستان نامه هایی است که بین این دو رد و بدل می شود....

    • داستان «اشتیاق» اثر آلیس مونرو: گریس پیرزنی است که به شهر زمان جوانی خود مراجعه و خاطراتش را مرور می کند. دختری که در آستانه ازدواج با دوست پسر محجوبش تصمیمی عجیب می گیرد... در واقع مردها (یا به عبارتی مردم، همه مردم) تصور می کردند دخترها باید یک چنین صفاتی داشته باشند: خوشگل، عزیز دردانه، ننر، خودخواه و تهی مغز. یک دختر می بایست دارای یک چنین خصوصیتی می بود تا عاشقش می شدند، آخر سر هم این دختر خودش مادر می شد و با سوز و گداز زندگیش را وقف بچه هایش می کرد. او گرچه دیگر خودخواه نبود اما هم چنان تهی مغز باقی می ماند. تا آخر عمرش....

    • داستان «تمرین های ساده برای دانش اموزان تازه کار» اثر آلیکس اوهلین: پسری که در 8 سالگی برای آموزش پیانو نزد زنی می رود در حالیکه به دلیل فقر در خانه پیانویی برای تمرین ندارد و او با کشیدن کلیدهای پیانو روی کاغذ تمرین می کند و.... او هیچ دوستی نداشت. بیشتر اوقات ساکت بود. انگشتش را توی بینیش می کرد و وقتی می گفتند نکن، آهسته درش می آورد و به نوک انگشتش خیره می شد. طوری که انگار هیپنوتیزمش کرده اند. بعد دستش را همینطور پاک نکرده، می کرد توی جیبش....

    • داستان «بوهمیایی ها» اثر جرج ساندرز: داستان از زبان پسری نقل می شود که در محله شان دو بیوه زن زندگی می کند که شوهرهایشان را در قتل عام های اروپای شرقی از دست داده اند، یکی خوش اخلاق است و دیگری بداخلاق و قضاوتی که بچه ها دارند و...

    • داستان «قاضی شیوا رام مورتی» اثر ریشی ردی: دو دوست مسن هندی که در آمریکا زندگی می کنند و هر هفته با هم قراری دارند و پیاده روی و ناهاری... در روز کریسمس که رستوران همیشگی تعطیل است به ساندویچیی مکزیکی می روند و تصادفاٌ یکی از آنها که قاضی بازنشسته است غذای اشتباهی که شامل گوشت گاو است دریافت می کند....

    • داستان «نامه هایی در برف» اثر ملانی ری تان: نامه ها یا واگویه هایی است که یک زن سی و چند ساله خطاب به افراد مختلف بیان می کند و از این طریق سرگذشت غم بار خود را تعریف می کند... اوه لیدیا! خیلی ازت ممنونم که عاشق سبزیجاتی، همین دنبال لوبیا های سبز و تازه گشتنت بود که به من فرصت داد بتونم دستمو ببرم تو کیف کوچولوت و فقط چیزی رو که بهش احتیاج داشتم پیدا کنم و بردارم. تو ایستاده بودی تو صف صندوق، تا متوجه بشی چیزی گم کردی، من شصت کیلومتر دور شده بودم، به سمت غرب....

    • داستان «یک بار در زندگی» اثر جومپا لاهیری: دو خانواده هندی مهاجر در آمریکا... یک خانواده به هند باز می گردد و حالا بعد از چند سال مجددا به آمریکا برمی گردند و تا زمان خرید خانه، در خانه خانواده دیگر مستقر می شوند... مادرم می گفت آن قدر که بمبئی آنها را آمریکایی کرده کمبریج نکرده....



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر