ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

بدنم مرا رها نخواهد کرد، و من از آن شرمسار نمی‌شوم. من به راه رفتن ادامه خواهم داد و می‌خواهم ادامه بدهم، من به غذا خوردن ادامه خواهم داد و می‌خواهم ادامه بدهم و فردا به سوی جاده می‌روم، نگران هوا خواهم بود و بر اساس آن لباس می‌پوشم. ژان لوک لاگارس |  در خانه‌ام ایستاده بودم و منتظر بودم باران بیاید

گزینه اشعار منوچهر نیستانی

صفحه اصلی / شعــــــــــــــــر /

شعــــــــــــــــر

گزینه اشعار منوچهر نیستانی

نویسنده: منوچهر نیستانی
شعــــــــــــــــر
ناشر: انتشارات مروارید
تاریخ انتشار: 1392
207 صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    13,90€
  • خلاصه کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    شب می‌رسد زراه. زراه همیشگی

    شب با‌‌ همان ردای سیاه همیشگی

    تردید در برابر بد!

     خوب!

     نیستی!

    چشمت چراغ سبز و سیاه همیشگی

    عاشق شدن گناه بزرگیست _گفته اند_

    ماییم و ثقل بار گناه همیشگی!

    می‌بینمت که صید دل خسته می‌کنی

    با سحر چشم _مهر گیاه همیشگی_

    ای کاش می‌شد آنکه به ره با ز بینمت

    با شرم و نهز ونیم نگاه همیشگی!

    نازت نمی‌کشم که لگد مال هر کسی

    ماهی ولی دریغ نه ماه همیشگی...

     (بری بونس هلالی من می‌خورد تو را_

     شب _ماهی بزرگ و سیاه همیشگی)

    با بی‌ستاره‌های جهان گریه کرده‌ام

    یک آسمان ستاره گواه همیشگی

    تا راز دل بگو یم. در خویشتن شدم

    سر بر ده‌ام به چاه به چاه همیشگی

    نازت نمی‌کشم که لگد مال هر کسی

    ماهی ولی دریغ نه ماه همیشگی

    خر گوشکم به شعبده می‌آورم برون

    خرگوش تازه‌ای زکلاه همیشگی

    موی تو خرمنی ست طلایی. به دست باد

    در چشم من جهان پر کاه همیشگی

    آرامش شبانه مگر می‌توان خرید

    با سکهٔ قدیمی ماه همیشگی؟

    یک باغ بی‌ترنم مرغان در قفس

    سوغات روز

     روز تباه همیشگی

    حیف از غزل که_تنگ بلور است_پر شود

     با اشک گرم و سردی آه همیشگی!



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر