ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

  من هر شب از شکافِ نامرئیِ شیشه‏ها، «زمان» را می‏بینم که داخل می‏آید و در من و تمامِ اشیاء می‏نگرد. رفیع جنید |  هــــــا

سکوت تهمینه

صفحه اصلی / داستان بلـــــــند / سفر به دیگر سو داستان

داستان بلـــــــند

سکوت تهمینه

نویسنده: مهری یلفانی
داستان بلـــــــند
ناشر: ناکجا
سفر به دیگر سو داستان
تاریخ انتشار: 2014
126 صفحه
  • خلاصه کتاب
  • نقد
  • جملات منتخب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

     

    تاكسى از خیابان وارد کوچه‌ای شد که در دوطرفش تک و توکی ساختمان‌های چند طبقه و تک و توکی هم خانه‌های دو طبقه بود. از یکی از خانه‌ها درخت سرو بلندی سر از کوچه در‌آورده بود. از چند ساختمان که رد شدند، راننده ناگهان ترمز کرد و گفت، به گمانم همین‌جا باشد. و سر كوچه‌ی تنگ و بن‌بستی نگه داشت. فرز و چابک از تاکسی پیاده شد و دو چمدان‏ را از صندوق عقب بیرون آورد و توی کوچه کنار دیوار گذاشت. شهرزاد هم پیاده شده بود. راننده پول‌هایی را که شهرزاد به او داد، گرفت و بی‌آنکه بشمرد، در جیب گذاشت. شهرزاد نگاهی به دور و بر خود کرد. راننده پرسید، همین‌‌جاست؟

    شهرزاد همان‌طور که بقیه پول را در کیف می‌گذاشت، گیج و بی هوا گفت، «امیدوارم.»

     

    چند برگ از این کتاب را اینجا در گوگل‌بوکز بخوانید.

    با کلیک کردن روی این قسمت سری هم به صفحه فیسبوک این کتاب بزنید.



    نقد


    جملات منتخب


    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر