ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

برای مدتی مغازه‌ی ساعت‌فروشی باز کردم، مغازه‌ که‌ نبود. سر و کار داشتن بیش از حد با زمان و تاریخ، افسرده‌ام می‌کرد. برای خلاصی از افسرده‌گی شغلی، عطر فروشی بهترین راه‌ حل بود. مغازه‌ نزدم. یک جعبه‌ پر از عطر برداشتم و در کوچه‌‌ها داد زدم: «عطر، عطر خالص، عطر تازه.» رضا علی پور |  شهر بزرگ ابر بزرگ نمی خواهد

هفت داستان ۱۳۹۱

صفحه اصلی / داســــــتان کوتاه / ناکجا داستان

داســــــتان کوتاه

هفت داستان ۱۳۹۱

نویسنده: کار گروهی
داســــــتان کوتاه
ناشر: ناکجا
ناکجا داستان
تاریخ انتشار: ۱۳۹۰
صفحه
  • خلاصه کتاب
  • حکایتی از کتاب
  • ویدئو
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    سیمین دانشور | صادق هدایت | ابوتراب خسروی | حسین مرتضائیان آبکنار | سپیده جدیری | حسین دولت آبادی | جواد جواهری



    حکایت این کتاب


    ویدیو


    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر