ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

  من به تازگی دریافته‌ام - و این را در خواب فهمیدم - که به خاطر یک انسان تازه که جور دیگری مرا صدا کند و هرم سوزان نفس‌هایش زیر گلویم را بی‌شرمانه بسوزاند، حاضرم این خانه، این شوهر، این بچه و باغ بزرگ پشت قباله‌ام را برای همیشه ترک کنم. شکوفه آذر |  روز گودال

انجیرهای سرخ مزار

صفحه اصلی / داســــــتان کوتاه /

داســــــتان کوتاه

انجیرهای سرخ مزار

نویسنده: محمدحسین محمدی
داســــــتان کوتاه
ناشر: نشر چشمه
تاریخ انتشار: ۱۳۸۳
۱۳۵ صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    9,90€
  • خلاصه کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    سیدمیرکشاه آغا باتریها را از جیبهای واسکتش می کشد.

    به کمپیرش می گوید: «شب، نان چی داریم؟»

    «نماز خواندی؟»

    «نی، وقت خبرها است.»

    و رادیو را از پوشش می کشد و تیزتیز باتری هایش را آلیش می کند. رادیو را روشن می کند. پیچش را می چرخاند، قیژقیژ عوض شدن موج رادیویی را می شنود تا موج رادیو آمریکا یافت می شود به موقع یافت می شود.

    گوینده می گوید:

    «امروز پنجشنبه، 22 سنبله 1380. مطابق با 13 سپتامبر 2001 میلادی. صدای ما را از امریکا می شنوید. نخست خلاصه خبرهای...»

    سیدمیرکشاه آغا نفس می گیرد و باز نفسی دیگر و گوشش را به رادیو نزدیک تر می کند و به آن می چسباند....



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر