ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

وقتی مُرد، انگار یه‌باره یه باری از دوشم برداشته شد، آره، من که نکشته بودمش، اون خودش مُرد از بس که پیر و فرتوت شده بود، وقتش بود. آره وقتش شده بود. همه‌مون یه موقع وقتمون می‌شه. آدم از چیزی که واسه همه اتفاق می‌افته که نباید بترسه. ماریا تبریزپور |  خانه اجاره ای

شب به خیر یوحنا

صفحه اصلی / داســــــتان کوتاه /

داســــــتان کوتاه

شب به خیر یوحنا

نویسنده: پیام یزدانجو
داســــــتان کوتاه
ناشر: نشر چشمه
تاریخ انتشار: ۱۳۸۷
۸۷ صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    6,90€
  • خلاصه کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    صبح روز یکشنبه‌ای که شیطان در پارک قدم می‌زد، هیچ‌کس فکر نمی‌کرد که تسلیم شده باشد. اما شیطان سرانجام تسلیم شد و نامش را به‌عنوان شهروندی عادی و با سابقه‌ی سیاسی نامعلوم به ثبت رساند. شب که به خانه برمی‌گشت سر راه دسته‌ای گل خرید و به خانه برد. یلدا در اتاقش نشسته بود و آرایش می کرد. شیطان پنجره ها را بست. خودش را روی صندلی رها کرد. دسته‌ی گل و شناسنامه را روی میز انداخت. بعد آهی کشید و باحسرت گفت که دیگر هیچ فضیحتی نمانده، هیچ رویایی. یلدا خوابیده بود...



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر