ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

بعد از پیدا نکردنِ دستشویی، گیج‌کننده‌ترین کار، فهماندن مفهوم اختیار بود به دختری که همیشه‌ی خدا یا پریود بود یا با دستبندِ صدفی‌اش وَر می‌رفت. سبحان گنجی |  فیس‌بوک

صخره، من و تنهایی

صفحه اصلی / داســــــتان کوتاه /

داســــــتان کوتاه

صخره، من و تنهایی

نویسنده: احمد لاجوردی
داســــــتان کوتاه
ناشر: نشر افراز
تاریخ انتشار: 1386
160 صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    11,90€
  • خلاصه کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    پسربچهٔ سیاه و ورچروکیده روی پل بالا و پایین می‌پرد و می‌خندد و برای من دست تکان می‌دهد. روی‌‌ همان پلی که می‌گویند پدربزرگ من آن را ساخته و پدرم که در آن موقع کودکی مثل همین پسربچهٔ سیاه و ورچروکیده بود، روی پل به او کمک می‌کرد و خودم موقعی که کودکی مثل این سیاه و ورچروکیده بودم روی آن بازی می‌کردم و حالا او دارد ادای بچگی مرا درمی آورد.



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر