ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

می‌شد آنچنان وصف شورانگیزی از حمام کردن ث بنویسم که خوانندگانِ مذکر آلت به دست بمانند و خوانندگان مؤنث دست به آلت. اما چه کنم که هدف، چیز دیگری‌ست. سبحان گنجی |  فیس‌بوک

خام بُدم پخته شدم بلکه پسندیده شدم

صفحه اصلی / داســــــتان کوتاه / سفر به دیگر سو داستان

داســــــتان کوتاه

خام بُدم پخته شدم بلکه پسندیده شدم

نویسنده: کیومرث مرزبان
داســــــتان کوتاه
ناشر: ناکجا
سفر به دیگر سو داستان
تاریخ انتشار: 2014
220 صفحه
  • خلاصه کتاب
  • حکایتی از کتاب
  • مصاحبه
  • ویدئو
  • جملات منتخب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    به راستی ای کاش عشق را هم ممنوع می‌کردم.

    آنگاه همه می‌‌خواستند عاشق باشند.

    همه شب‌ها در خانه‌هایشان یواشکی عاشقی می‌کردند...

    رعیت را به جرمِ عاشقی شلاق می‌زدیم

    به جرم عاشقی ممنوع الخروج ــ ممنوع المصاحبه ــ ممنوع‌الکار و هزاران ممنوع‌الهای دگر می‌شدند...

    و شاید در آن هنگام تو هم عاشقی می‌کردی... 

     

    چند برگ از این کتاب را اینجا در گوگل‌بوکز بخوانید.

    با کلیک کردن روی این قسمت سری هم به صفحه فیس‌بوک این کتاب بزنید.



    حکایت این کتاب


    مصاحبه


    ویدیو


    جملات منتخب

    هیچ غم و شادی‌ای کامل نیست | داخلِ هر کدام‌شان پر از جاهای خالی‌ست که نه با غم پُر شده‌است و نه با شادی | خودمان باید آن‌را پر کنیم | ترجیحاً باید با شادی آن را پُر کنیم | حتی اگر پاسخِ غلطی باشد.


    مادربزرگ هر سال عاشورا نذری می‌‌داد و همیشه در حیاط بساطِ قیمه و قرمه‌سبزی پزی به پا بود. افرادِ متعددی توأم از بی‌دین و با دین همه با کمکِ یکدیگر تلاش می‌‌کردند و همکاری می‌‌کردند تا نذرِ مادربزرگ ادا شود.



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر