ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

درست در این لحظه، با دیدن خطوط افقی چروک‌های پیرمرد قرقیز، عمیقاً فهمیدم که شمردن، بی‌اعتبارترین کار ممکن در زندگی است. احساس می‌کنم تنها چیز معتبر راه رفتن است؛ راه رفتن با گام‌هایی که هر کدامش بیش از نیم متر نیست. شکوفه آذر |  روز گودال

آفرینش روی باریکه موکت

صفحه اصلی / داســــــتان کوتاه / سفر به دیگر سو داستان

داســــــتان کوتاه

آفرینش روی باریکه موکت

نویسنده: علی اسماعیل شعار
داســــــتان کوتاه
ناشر: ناکجا
سفر به دیگر سو داستان
تاریخ انتشار: 2014
152 صفحه
  • خلاصه کتاب
  • حکایتی از کتاب
  • نقد
  • جملات منتخب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    همه‌مان جمع می‌شویم زیر سایه‌ی درختی که اسمش را نمی‌دانم. سودانی می‌گوید بی‌خیال رفیق. درخت‌ها را بی‌خیال. تو که در هر حال همه چیز از یادت می‌رود. می‌گویم نه همه چیز. توی کشورم دختری هست که هیچ از یادم نمی‌رود. سودانی می‌خندد. می‌گوید دنیا پر از دختر است. انگار که راز مهمی گفته باشد.

     

    چند برگ از این کتاب را اینجا در گوگل بوکز بخوانید.

     



    حکایت این کتاب


    نقد


    جملات منتخب


    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر