ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

سنگی بودیم | که پرتاب می‌شدیم | گلوله‌ای بودند | که اصابت می‌کردند شبنم آذر |  خونماهی

درخت ارغوان | نامه هایی از پراگ

صفحه اصلی / نامه‌نگاری /

نامه‌نگاری

درخت ارغوان | نامه هایی از پراگ

نویسنده: پرویز دوائی
نامه‌نگاری
ناشر: جهان کتاب
تاریخ انتشار: 1392
150 صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    11,90€
  • خلاصه کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    صبح چهارشنبه‌ای‌ست تعطیل عمومی، نمی‌دانم به چه مناسبتی و انگار به ما مربوط هم نیست. چند روز پاییزی بسیار درخشان آفتابی محشری داشتیم. حالا دو سه روز ابری پاییزی بسیار محشری برقرار است، یعنی بساط رنگ‌های پاییزی هست + مه که نفس را در سینه حبس می کند و آخِ آدم را در می‌آورد... صبح پا شدم که بروم بیرون. این بانو نیامد. پرسید کجا می‌روی؟ گفتم پارک. گفت البته پارک ستاره. گفتم بله، تشریف می‌آوری؟ گفت نه، دلگیر‌ست و من نمی‌آیم. گفتم نیا. گفت پس از آن چند تا خیابان اصلی برو، نزن باز لای‌دار و درخت و جاهای خلوت... قبلاً صحبت‌اش را کرده‌ایم. می‌ترسد کسی ناغافل به ما حمله کند و بلایی به سر ما بیاید. می‌گویم مگر شما خیال نداری که بالاخره از دست آزارهای ما راحت بشوی و چار صباح نفس راحت بکشی. می‌گوید این جوری راحت نمی‌شوم. یک ضربه‌ای می‌زنند توی کله‌ات و یک عمر افلیج می‌افتی روی دست من. می‌گویم برای چی بزنند توی ملاج من با این سر و ریخت ژنده و فکسنی؟ می‌گوید به هوای آن کیف سیاه سرشانه‌ات.



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر