ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

زنان را دوست می‌داشت: نیش‌ها و بوسه‌های‌شان را | ظرافتِ پنجه و خنجِ برهنه‌گیِ‌شان را |گمشده در پیدا و نهانِ‌شان را نیز. رضا صالحی مهربان |  باد با لباس آبی

کلیدر (پالتویی)

صفحه اصلی / داستان بلـــــــند /

داستان بلـــــــند

کلیدر (پالتویی)

نویسنده: محمود دولت آبادی
داستان بلـــــــند
ناشر: فرهنگ معاصر
تاریخ انتشار: 1391
3034 صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    65,90€
  • خلاصه کتاب
  • حکایتی از کتاب
  • جملات منتخب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    این اثر محمود دولت‌آبادی جایگاه ویژه‌ای در ادبیات معاصر فارسی دارد.

    بسیاری از منتقدان و صاحب‌نظران از آن به عنوان مطرح‌ترین، بزرگ‎ترین و ماندگارترین رمان در ادبیات فارسی یاد کرده‌اند.

     

    نسخه رقعی این کتاب را این‌جا ببینید.



    حکایت این کتاب


    جملات منتخب

    ﺍﯾﻦ ﻃﺒﻊ ﺯﻥ ﺍﺳﺖ .ﻫﺮﮐﺪﺍﻣﺸﺎﻥ ﻣﯽ‌ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺑﻪ ﺁﻧﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺭﻭ ﺑﺸﻮﻧﺪ. ﺑﻪ ﺁﺏ ﺩﺭﯾﺎ ﻭ ﺑﺎﺩ ﺻﺤﺮﺍ ﻣﯽ‌ﻣﺎﻧﻨﺪ. ﺑﯽﻗﺮﺍﺭ. ﺑﯽ‌ﻗﺮﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﺧﻮﺩ ﻧﻤﯽﺁﻭﺭﻧﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﺼﯿﺐ ﺍﺯ ﯾﮏ ﻫﻮﺷﯿﺎﺭﯼ ﺫﺍﺗﯽ ﺩﺍﺭﻧﺪ. ﺁﯼ ...ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﻧﻤﯽﺷﻮﺩ ﺩﺍﻧﺴﺖ ﺩﺭ ﭘﻨﺎﻩ ﺍﯾﻦ ﺷﯿﺸﻪﻫﺎﯼ ﺩﺭﺧﺸﻨﺪﻩ ﭼﻪﻫﺎ ﺧﻔﺘﻪ ﺍﺳﺖ!


    راستی که زن هم جانور عجیبی است!‌‌ همان دم که چشم به تو دارد، می‌تواند دل به دیگری داشته باشد.‌‌ همان دم که دل پیش تو دارد، می‌تواند چشمش جای دیگری چارچار بزند. دست در دست تو دارد اما می‌تواند زبانش را به دلخوشی دیگری بجنباند. زبانش روح تو را قلقلک می‌دهد اما می‌تواند با نوک انگشتش کف پای دیگری را قلقلک بدهد.



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر