ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

وقتی خانه شلوغ می‌شد از مهمان، به حیاط می‌آمد و فکر می‌کرد. به خودش. سیگار هم می‌کشید که اگر کسی درِ بسته‌ی اتاق پذیرایی را باز می‌کرد و می‌پرسید چرا اینجا نشسته، بگوید دارم سیگار می‌کشم. نمی‌شود که به کسی گفت دارم فکر می‌کنم. مضحک به نظر می‌رسد. سبحان گنجی |  فیس‌بوک

بدکاری

صفحه اصلی / داســــــتان کوتاه / سفر به دیگر سو داستان

داســــــتان کوتاه

بدکاری

نویسنده: علی عبدالرضایی
داســــــتان کوتاه
ناشر: ناکجا
سفر به دیگر سو داستان
تاریخ انتشار: 1392
130 صفحه
  • خلاصه کتاب
  • حکایتی از کتاب
  • نقد
  • جملات منتخب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    هنوز هم وقتی شاعرها از شعر می‌گویند خنده‌ام می‌گیرد، آن‌ها شاعری را ویژه‌ی خواص می‌دانند من اما فکر می‌کنم همه وقتی برای اولین‌بار لبی را می‌بوسند شاعرند...

    چند برگ از این کتاب را اینجا در گوگل بوکز بخوانید.



    حکایت این کتاب


    نقد


    جملات منتخب

      هنوز هم وقتی شاعرها از شعر می‌گویند خنده‌ام می‌گیرد، آنها شاعری را ویژه‌ی خواص می‌دانند من اما فکر می‌کنم همه وقتی برای اولین بار لبی را می‌بوسند شاعرند.



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر