ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

دست‌های زن در موهایم فرو رفت و بعد آرام زمزمه کرد در گوشم که نترس باز کن و رها کن مرا و زمزمه‌اش توان داد به دست‌هایم و رها شدند پرنده‌های خاموش تنش. امید بلاغتی |  حرمان

رضوان دزفولی

 

رضوان دزفولی

مترجم
نویسنده
  • نظرات شما

  • آثار این نویسنده در ناکجا


    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر