ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

پیشنهاد من برای پرسه زدن در خیابان‌ها و پیدا کردن راه حل خوبی برای زندگی، تبدیل به راه حلی خوبی برای فراموشی آن شد. ترانه برومند |  سحر تصویر

هارولد پینتر

 

هارولد پینتر

نمایشنامه نویس
نویسنده
متولد: ۱۹۳۰ انگلیس
  • زندگینامه
  • آثار در ناکجا
  • نقد
  • مصاحبه
  • جملات منتخب
  • نظرات شما

  • زندگینامه

    هارولد پینتر (۲۰۰۸-۱۹۳۰)، نویسنده، نمایشنامه‌نویس، بازیگر، کارگردان، و فعال سیاسیِ انگلیسی در محله‌ی هاکنی در شمال لندن متولد می‌شود. او در فضایی سرشار از یهودستیزی بزرگ می‌شود، و این مسئله نقشِ بسزایی در گرایش او به نمایشنامه‌نویسی دارد. با آغاز جنگ جهانی دوم، هنگامی که تنها نُه سال دارد، مجبور به ترک لندن می‌شود و در دوازده سالگی به این شهر بازمی‌گردد. خودش می‌گوید تجربه‌ی بمباران‌های زمان جنگ هیچ‌گاه او را‌‌ رها نکرده است. در لندن به مدرسه‌ی گرامر هاکنی می‌رود و در آن‌جا با گروهی از معلمان خوش‌فکر، پرانرژی و ماجراجو آشنا می‌شود، و در همین دوران است که تئا‌تر و ضدیت با فاشیسم بیشترین تأثیر را روی او می‌گذارد. در این مدرسه نقش‌هایی چون مکبث و رومئو را بازی می‌کند و این موجب علاقمندیِ بیشتر او به بازیگری می‌شود. پس از پایان مدرسه، در سال ۱۹۴۸ به آکادمیِ سلطنتیِ هنرهای نمایشی می‌رود، اما پس از دو ترم تحصیل آن‌جا را ترک می‌کند. پینتر در سال ۱۹۵۰ نخستین اشعار خود را منتشر می‌کند و به سبب اجرا‌هایش از آثار شکسپیر مشهور می‌شود. وی در سال‌های ۱۹۵۱ تا ۱۹۵۷ با نام دیوید بارون به بازیِ نقش‌های کلاسیک و عمدتاً آثار شکسپیر می‌پردازد. در سال ۱۹۵۷ با نوشتنِ نمایشنامه‌ی «اتاق» که توسط دپارتمان هنرهای نمایشیِ دانشگاه بریستول چاپ می‌شود، جایگاه خود را به عنوان نویسنده تثبیت می‌کند. هارولد پینتر از ابتدای دهه‌ی شصت به عنوان نمایشنامه‌نویس مشهور می‌شود، گرچه به طور همزمان بازیگری و کارگردانی را نیز ادامه می‌دهد. او را به عنوان مبتکر سبک نمایشیِ جدیدی با عنوانِ کمدیِ تهدید می‌شناسند، و واژه‌ی پینترِسک که برگرفته از نام اوست، به عنوان صفتی جدید واردِ زبان انگلیسی شده و دلالت بر فضایی خاص دارد. این کمدی، گونه‌ای است که در آن نویسنده، تسلط و اطاعت پنهان را در پیش پا افتاده‌‌ترین گفتگو‌ها نشان می‌دهد. پینتر می‌گوید به دنبال دوره‌ی اولیه‌ی رئالیسمِ روان‌شناختی، مرحله‌ی دوم را که تغزلی‌تر است با نمایشنامه‌هایی چون «چشم‌انداز» (۱۹۶۷) و «سکوت» (۱۹۸۷) ادامه داده و سپس به نمایشنا‌مه‌های سیاسی رسیده است که از این میان می‌توان به آثاری قبیلِ «پیکِ آخر» (۱۹۸۴)، «زبانِ کوهستان» (۱۹۸۸) و «نظمِ نوین جهانی» (۱۹۹۱) اشاره کرد. اما این تقسیم‌بندیِ دوره‌ای، دقیق به نظر نمی‌رسد و آثار پرقدرتی چون «سرزمینِ متروک» (۱۹۷۴) را از نظر دور می‌دارد. پینتر در سال ۲۰۰۲ به سرطان مبتلا می‌شود، با این حال از تلاش بازنمی‌ایستد و در سال ۲۰۰۵ کاندیدای جایزه‌ی نوبل ادبیات می‌شود. با اختصاص این جایزه به پینتر، بحث‌های گوناگونی پیرامون آن در می‌گیرد که بعضاً مواضع سیاسی و جنجالی پینتر را در این رویداد سهیم می‌دانند. با این حال گرچه ممکن است عقاید سیاسیِ پینتر عاملی به شمار آمده باشد، اما این جایزه از نظر هنری بسیار موجه‌ است و دستاوردهای نمایشی و ادبی پینتر، یک سروگردن بالا‌تر از سایر نویسندگان انگلیسی است. در هر حال، انتقاد صریحِ پینتر از سیاست خارجی آمریکا و مخالفت‌اش با جنگ عراق، بدون شک او را از جنجالیترین برندگان جایزه نوبل ادبیات کرده‌است. پینتر فردای روزی که از برنده شدن این جایزه مطلع می‌شود، در مصاحبه‌ای تلفنی با روزنامه‌نگاری سوئدی می‌گوید که نمی‌تواند حرف بزند و این خبر او را از پای درآورده‌است و برای دریافت جایزه و سخنرانی به استکهلم خواهد رفت. اما حالش رو به وخامت می‌گذارد و سخنرانی خود را با عنوان «هنر، حقیقت، سیاست» ضبط کرده و به آکادمی می‌فرستد. وی سخنرانی‌اش را این طور شروع می‌کند: "در سال ۱۹۵۸ نوشتم: «تمایز قاطعی میان امر واقعی و امرِ غیر واقعی، یا بین درست و غلط وجود ندارد. یک چیز لزوماً درست یا غلط نیست، می‌تواند هم درست باشد هم غلط.» اعتقاد دارم که این تأکید‌ها هنوز هم در کشف واقعیت از طریق هنر، کاربرد دارد. بنابراین به عنوان یک نویسنده از این تأکید‌ها حمایت می‌کنم، ولی به عنوان یک شهروند نمی‌توانم این گونه با مسائل برخورد کنم. من به عنوان یک شهروند باید بپرسم: «درست چیست؟ غلط چیست؟»... ما برای ملت عراق شکنجه آوردیم، بمب‌های منهدم کننده آوردیم، کشتار بی‌هدف و بی‌دلیل آوردیم، بدبختی و ذلت و مرگ را آوردیم، و با این همه ادعا می‌کنیم برای ملت‌های خاورمیانه آزادی و دموکراسی را آوردیم... دولتمردانِ ما باید چند نفر را بکشند تا به عنوان عاملانِ قتلِ عام و جنایتکار جنگی شناخته شوند؟"

    کتاب‌شناسی:
    نمایشنامه‌ها
    • اتاق (۱۹۵۷)
    • بالابرِ غذا (۱۹۵۷)
    • جشن تولد (۱۹۵۸)
    • دردِ مختصر (۱۹۵۸)
    • آسایشگاه (۱۹۵۸)
    • سرایدار (۱۹۵۹)
    • شبی بیرون از خانه (۱۹۵۹)
    • مدرسه‌ی شبانه (۱۹۶۰)
    • کوتوله‌ها (۱۹۶۰)
    • کلکسیون (۱۹۶۱)
    • فاسق (۱۹۶۲)
    • مهمانیِ چای (۱۹۶۴)
    • بازگشت به خانه (۱۹۶۴)
    • زیرزمین (۱۹۶۶)
    • چشم‌انداز (۱۹۶۷)
    • سکوت (۱۹۶۸)
    • روزگارِ سپری شده (۱۹۷۰)
    • تک گویی (۱۹۷۲)
    • سرزمینِ متروک (۱۹۷۴)
    خیانت (۱۹۷۸)
    • صداهای خانوادگی (۱۹۸۰)
    • ایستگاهِ ویکتوریا (۱۹۸۲)
    • یک جور آلاسکا (۱۹۸۲)
    • پیکِ آخر (۱۹۸۴)
    • زبانِ کوهستان (۱۹۸۸)
    • نظمِ نوینِ جهانی (۱۹۹۱)
    • وقتِ ضیافت (۱۹۹۱)
    • مهتاب (۱۹۹۳)
    • خاکس‌تر به خاکس‌تر (۱۹۹۶)
    • مراسم جشن (۱۹۹۹)
    • جشنِ بزرگداشت (۱۹۹۹)
    • یادِ چیزهای گذشته (۲۰۰۰)
    قطعاتِ کوتاه نمایشی
    • سیاه و سفید (۱۹۵۹)
    • گرفتاری در محل کار (۱۹۵۹)
    • زمانِ رفتن (۱۹۵۹)
    • درخواستِ توقف (۱۹۵۹)
    • پیشنهادِ ویژه (۱۹۵۹)
    • همین و بس (۱۹۵۹)
    • مصاحبه (۱۹۵۹)
    • متقاضی (۱۹۵۹)
    • گفتگوی سه نفره (۱۹۵۹)
    • شب (۱۹۶۹)
    • دقیقاً (۱۹۸۳)
    • نشستِ مطبوعاتی (۲۰۰۲)
    • از آنکه بگذریم (۲۰۰۶)
    فیلمنامه‌ها
    • سرایدار (۱۹۶۳)
    • پیشخدمت (۱۹۶۳)
    • کدو خور (۱۹۶۳)
    • آلونک (۱۹۶۵)
    • یادداشتِ کوییلر (۱۹۶۵)
    • تصادف (۱۹۶۶)
    • جشن تولد (۱۹۶۸)
    • دلال محبت (۱۹۶۹)
    • بازگشت به خانه (۱۹۶۹)
    • داستان پروست (۱۹۷۲)
    • آخرین سرمایه‌دار (۱۹۷۴)
    • زن ستوان فرانسوی (۱۹۸۱)
    • پیروزی (۱۹۸۲)
    • خیانت (۱۹۸۳)
    • یادداشتِ لاک‌پشت (۱۹۸۴)
    • داستانِ خدمتکار (۱۹۸۷)
    • گرمای روز (۱۹۸۸)
    • تجدید میثاق (۱۹۸۹)
    • آرامشِ غریبه‌ها (۱۹۸۹)
    • بازمانده‌ی روز (۱۹۹۱)
    • وقتِ ضیافت (۱۹۹۲)
    • محاکمه (۱۹۹۳)
    • کودکِ رویابین (۱۹۹۷)
    • تراژدیِ شاه لیر (۲۰۰۰)
    داستان‌ها
    • کولوس (۱۹۴۹)
    • کوتوله‌ها (۵۶-۱۹۵۲)
    • آخرین گزارش‌ها از بورس اوراق بهادار (۱۹۵۳)
    • سیاه وسفید (۵۵-۱۹۵۴)
    • آزمون (۱۹۵۵)
    • مهمانیِ چای (۱۹۶۳)
    • ساحل (۱۹۷۵)
    • گرفتاری (۱۹۷۶)
    • لولا (۱۹۷۷)
    • داستانِ کوتاه (۱۹۹۵)
    • دختران (۱۹۹۵)
    • در محضرِ خداوند (۱۹۹۷)
    • تِس (۲۰۰۰)
    • صداهایی در تونِل (۲۰۰۱)



    آثار این نویسنده در ناکجا


    نقد


    مصاحبه


    جملات منتخب

    راستش، آدم نمی‌خواد اصلاً هیچ زنى رو تا يه فرسخى اون‏جا ببينه، تا يه فرسخى هیچ جا ببينه. آدم نمی‌‏خواد هیچ زنى رو نه توى زمین اسكواش ببينه، نه زير دوش‏ ببينه، نه توى بار، نه توى رستوران. مى‏دونى، موقع‏ غذا، آدم مى‏‌خواد درباره اسكواش يا درباره كريكت، يا درباره‌ی کتاب يا حتى درباره‌ی زن‏ها، با رفيقش گپ‏ بزنه، آدم مى‌‏خواد با رفيقش جر و بحث كنه بدون‏ اين‏كه يكى بى‌‏جا ميون حرفش بپره.


    من بايد مى‌‏اومدم توى شما، شما و لباس سفيدتون، قبل از مراسم. بايد شما رو آلوده مى‏‌كردم، قبل از مراسم. بايد شما رو آلوده مى‏‌كردم، توى همون لباس‏ سفيدتون، شما رو توى لباس عروسى‏تون آلوده‏ مى‏‌كردم...


    راستش، اون چيزى كه من رو از گرفتن اين نامه و دادنش به تو منصرف كرد، اين بود كه فکر كردم من‏ مى‌‏تونم كاملاً با تو بیگانه باشم. اون چيزى كه البته اين مرتيكه‏‌ها نمى‌‏دونستن، و به‏ هیچ عنوان هم نمى‌‏تونستن بدونن، اينه كه من شوهر تو هستم.


    داره يه رمان مى‌‏نويسه درباره‌ی يه مردى كه زن و سه تا بچه‏‌اش رو ترك مى‏‌كنه و مى‏‌ره اون ‏ور شهر تنها زندگی كنه تا يه رمان بنويسه درباره‌ی يه مردى كه زن و سه تا بچه‏‌اش رو ترک مى‏‌كنه...



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر